درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

موسی و شخص گناهکار

روزی حضرت موسی علیه السلام برای مناجات به کوه طور می رفتند. در راه به شخصی برخوردند که به حضرت موسی علیه السلام گفت: من همه گناه های عالم را انجام داده ام مگر خدای تو نمی گوید عذابتان می کنم، اما من همه چیز دارم و هیچ بیماری ندارم. ثروت زیادی نیز دارم. پس دیدی که حرف هایت درست نیست. حضرت موسی علیه السلام به کوه طور می روند. پس از مناجات حرفی از آن شخص به خداوند نمی گوید. از جانب خداوند به حضرت موسی ندا می آید: موسی، پیام بنده ما را نرساندی. حضرت موسی عرضه می دارند: خدایا من خجالت کشیدم. خداوند می فرماید: به بنده ام بگو همین که شیرینی عبادت را از تو گرفته ام بزرگترین عذاب است.

زیان‌كارترین كسان.....


از دیدگاه قرآن، سعادت آخرت فقط در سایه ایمان و عمل برخاسته از ایمان حاصل مى‌شود و عذاب و شقاوت ابدى نیز در اثر كفر به بار 

مى‌آید. گاهى انسان مى‌داند كه كارى بد است، ولى در اثر وسوسه نفس و شیطان آن را انجام مى‌دهد، و بعد هم با شرمندگى به بدى خود و 

زشتى كارش اعتراف مى‌كند. اما گاه آن‌چنان امر بر انسان مشتبه مى‌شود كه مى‌پندارد انسانى خوب و بلكه از برجستگان و ممتازان است كه 

در دنیا توفیق چنین نیكوكارى‌هایى نصیبش شده، ولى ناگهان چشم باز مى‌كند و جهنم را پیش روى خود مى‌بیند! زیان‌كارترین افراد چنین 

كسانى‌اند: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمالاً الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً أُولئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ 

لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آیاتِی وَ رُسُلِی هُزُوا؛(1) بگو: «آیا شما را از 

زیان‌كارترین مردم آگاه گردانیم؟» 

[آنان] كسانى‌اند كه كوشش آنها در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى‌پندارند كه كار خوب انجام مى‌دهند. 

[آرى،] آنان كسانى‌اند كه آیات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند، در نتیجه اعمالشان تباه گردید، و روز قیامت براى آنها [قدر و] 

ارزشى نخواهیم

1. كهف (18)، 103ـ106.

﴿ صفحه 178 ﴾
نهاد. این جهنم سزاى آنان است، چرا كه كافر شدند و آیات من و پیامبرانم را به ریشخند گرفتند. زیان‌كارترین افراد چه كسانى هستند؟ آنان كه 

اعمالشان در زندگى دنیا تباه شده، ولى آنان به خیال خوش خود مى‌پندارند كه اعمالشان بسیار خوب است: یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا.

چرا زیان‌كارترین؟
به راستى چرا اینان «زیان‌كارترین» افراد هستند؟ پاسخ، به سنّتى كوبنده و دردناك از سنّت‌هاى الهى مربوط مى‌شود. از جمله سنّت‌هاى 

خداوند این است كه انسان گاهى در اثر زشت‌كارى و گناه به جایى مى‌رسد كه قدرت تشخیص خوب و بد را از دست مى‌دهد. با این‌كه اهل 

دانش و علم و فهم است، اما به گمراهى مى‌افتد. در نتیجه هواپرستى به جایى مى‌رسد كه با آن كه «علم» دارد اما نمى‌بیند. خداوند بر گوش و 

قلبش مُهر مى‌نهد و بر چشمانش پرده مى‌افكند. گوش و قلب و چشم، كنایه از ابزارهاى فهم و شناخت هستند؛ یعنى خداوند ابزارهاى شناخت او 

را كور مى‌كند. از این قبیل تعابیر در آیات متعددى از قرآن كریم آمده است: أُولئِكَ الَّذِینَ طَبَعَ اللّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصارِهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ 

الْغافِلُون؛(1) آنان (كافران) كسانى‌اند كه خدا بر دل‌ها و گوش و دیدگانشان مُهر نهاده و آنان خود، غافلانند. آن‌چنان دل آنان بسته و قفل مى‌شود 

كه دیگر نور حق در آن وارد نمى‌شود. این امر در واقع عقوبت كج‌روى‌ها و كج‌اندیشى‌هاى عمدى است، و یكى از بدترین عذاب‌هاى الهى نیز 

محسوب مى‌شود؛ عذابى كه در همین دنیا بر برخى انسان‌ها نازل مى‌گردد و البته دامنه آن تا قیامت كشیده مى‌شود.

1. نحل (16)، 108.


این سنّتى بسیار هشدار دهنده و قابل تأمل است براى كسانى كه سر و كارشان با كتاب و فهم و علم و استدلال است. اگر به لوازم علم خود 

عمل نكنیم و از روى علم و عمد راه كج را انتخاب كنیم، خداى متعال در همین دنیا ما را چنان عقوبت مى‌كند كه دیگر نتوانیم حق و باطل را از 

یكدیگر بازشناسیم. نمونه‌هاى فراوانى در این مورد وجود دارد. از جمله نمونه‌هایى كه در خود قرآن به آن اشاره شده «بلعم باعورا» است. 

بلعم باعورا عالِم بود و خداوند مى‌فرماید ما از «آیات» خود بدو داده بودیم، اما او به دنبال هواى نفسش رفت و بدبخت گردید



خود و خدا


وقتی ابوالحسن خرقانی از حق تعالی خواست که؛ «خدایا، مرا به من بنمای، آنچنان که هستم!»

او را به وی نمود؛ با پلاسی آلوده و نجس. او خود را می نگریست و می گفت؛ «من اینم؟!»

ندا آمد که؛ «آری!»

گفت؛ «آن همه ارادت و شوق و زاری چیست؟»

ندا آمد که؛ «آن همه، ماییم. تو، اینی!»

کلامی از شیخ بهایی

کلامی از شیخ بهایی:

آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.


گویند اسكندر قبل از مرگ وصیّت كرد:

هنگام دفنم دست راست مرا بیرون از خاك بگذارید، پرسیدند چرا ؟
گفت : میخواهم تمام دنیا بدانند كه اسكندر با آن همه شكوه و جلال دست خالی از دنیا رفت.

حب و دوستی

خَیْرُ الْمُؤْمِنِینَ مَنْ كَانَ مَأْلَفَةً لِلْمُؤْمِنِینَ، وَ لَا خَیْرَ فِیمَنْ لَا یَأْلَفُ وَ لَا یُؤْلَف‏

بهترین مؤمنان كسى است كه با مؤمنان اُنس بگیرد و كسى كه انس نگیرد و انس نپذیرد، خیرى در او نیست.

امالی (طوسی) ص462 - بحارالأنوار(ط-بیروت) ج64، ص298


 عَن رَسُولِ اللّه ِ صلی الله علیه و آله: مَن أحبَّ قَوماً حَشَرَهُ اللّه ُ فِى زُمرَتِهِم. [ نهج الفصاحه، ص 609، ح 2986]
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هر كس گروهى را دوست بدارد( و نسبت به آنان مهرورزى كند) خدا او را در زمره آنان محشور خواهد كرد.



 عَنِ الإمامِ الباقِرِ علیه السلام: إعلَم أنَّ الإلْفَ مِنَ اللّه ِ وَ الفِرَكَ مِن الشَّیطانِ. [ كافى، ج 5، ص 500، ح 1]
امام باقر علیه السلام فرمود: بدان كه انس گرفتن (بامردم) ازخداوند است ودشمنى ازشیطان




 الإمامُ الصادقِ علیه السلام: حُـبُّ أولِیـاءِاللّه ِ وَالوِلایَةُ لَهُـم واجِبَةُ، وَالْبَرائةُ مِنْ أعدائِهِم واجبةٌ . [ بحار الانوار، ج 27، ص 52، ح 3]
امام صادق علیه السلام فرمود: دوستى و محبّت اولیاى خدا و ولایت آنان واجب است و بیزارى از دشمنان آنان نیز لازم است

نگاه متفاوت ادم ها

«كشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد كه باز بینیم دیدار آشنا را»

این بیت یكی از ابیات مشهور و در عین حال دشوار دیوان حافظ است. علت این اشتهار و دشواری نیز آن است كه مصراع اول آن به دو وجه متفاوت روایت شده و حافظ شناسان را از دیرباز بر سر تعیین و انتخاب وجه اصیل و حافظانه آن به اختلاف نظر و جدال و جدل وا داشته است. این اختلاف روایت تنها در لفظ محدود نمی ماند بلكه آثار و تبعات منفی در استنباط و برداشت معنی و مفهوم بیت بوجود می آورد و راه گشودن رمز و راز آن را مسدود می سازد. در همین رابطه گفته اند: مریدی خواجه را در خواب دید و از او پرسید از دو روایت «كشتی شكستگان» و «كشتی نشستگان» كدام گزینه صحیح تر است وحافظ در جواب فی البداهه چنین 

گفت:

«بعضی شكسته خوانند برخی نشسته دانند

هر كس به قدر فهمش فهمیده مدعا را‌»