تبلیغات
از همه چیز یه ذره - مطالب علم بهتر است با ثروت

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

فلسفه قربانی کردن چیست؟؟؟

علم بهتر است با ثروت


فلسفه قربانی و اقسام آن در اسلام

امام صادق(ع) درباره فلسفه قربانی کردن فرمود: «همانا قربانی گناهان صاحبش را می‌ریزد و باعث آمرزش آن‌ها می‌شود، هنگامی که اولین قطره خونش بر زمین می‌ریزد، همانا خداوند از غیب می‌داند، چه کسی از او می‌ترسد و تقوا را رعایت می‌کند».
به گزارش مشرق، قربانی یک عبادت و از شعائر اسلام است و در مقابل دیگر عبادت‌ها از جایگاه و اهمیت خاصی برخوردار است، از نظر معنی لغوی هر آن چیزی است که وسیله تقرب و نزدیکی به خداوند متعال باشد، خواه آن چیز ذبح حیوان باشد یا دیگر صدقات، در عرف عام به آن حیوان خاص قربانی گفته می‌شود که به خاطر رضای خداوند در روزهای عید قربان مسلمانان آن را ذبح می‌کنند.

ذبح قربانی جهت تقرب پروردگار از زمان آدم ابوالبشر(ع) شروع شد، وقتی که دو فرزندش هابیل و قابیل به ترتیب یک قوچ و مقداری گندم را به عنوان قربانی به بارگاه خداوندی تقدیم کردند، به دستور و روال آن زمان صاعقه‌ای از آسمان قربانی هابیل را سوزاند که این علامت قبولی بود و قربانی قابیل به حال خود باقی ماند.

در قرآن مجید این واقعه تاریخی چنین آمده است: «إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ»(1). وقتی که (هابیل و قابیل پسران آدم) قربانی تقدیم کردند، از یکی (هابیل) پذیرفته شد و از دیگری (قابیل) پذیرفته نشد.

قربانی به عنوان شعار دین و آیین و مشروعیت آن به زمان حضرت آدم(ع) بر می‌گردد، اما وقتی که واقعه بی‌نظیر و شگفت‌انگیز حضرت ابراهیم(ع) پیش آمد که در آن واقعه ایشان برای ذبح و قربانی کردن یکتا فرزندش اسماعیل(ع) اقدام فرمود و از این امتحان الهی سربلند بیرون آمد، قربانی جایگاه و اهمیت ویژه‌ای را در ادیان سماوی کسب کرد.

داستان مذکور در سوره صافات قرآن مجید آمده است،

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

راز ثروتمند شدن مرد هیزم فروش؟؟

علم بهتر است با ثروت

مردى از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله در تنگدستى سخت قرار گرفت. روزى زنش به او گفت: خوب است خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله بروى و از ایشان تقاضاى كمكى كنى.
 آن مرد خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آمد، همین كه چشم حضرت به او افتاد فرمود: (هر كه از ما چیزى درخواست كند به او مى دهیم اما اگر خود را بى نیاز نشان دهد، خدا او را غنى خواهد كرد. )
مرد از شنیدن این سخن با خودش گفت: منظور پیامبر صلى الله علیه و آله از این كلام من هستم، از همانجا برگشت و جریان را براى زن خود شرح داد. زنش گفت: حضرت نیز بشرى است، به ایشان بگو آنگاه ببین چه مى فرماید:  
براى مرتبه دوم آمد؛ باز همان جمله را شنید. سومین مرتبه كه برگشت و همان جملات را از پیامبر صلى الله علیه و آله شنید، به نزد یكى از دوستان خود رفت و كلنگ دو سرى از او به عاریه گرفت.
 
تا شامگاه در كوهها هیزم جمع آورى نمود و شب به طرف خانه بازگشت و هیزم را به پنج سیر آرد فروخت، نانى تهیه كرده و با زن خود میل كردند. فردا جدیت بیشتر كرد و هیزم زیادترى آورد؛ و هر روز مقدار زیادتر، تا توانست یك كلنگ بخرد.
 
چندى گذشت در اثر فعالیت دو شتر و یك غلام خرید و كم كم از ثروتمندان شد. روزى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله شرفیاب شده و جریان زندگى و كلام حضرتش را بازگو كرد. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: من گفتم (كسى كه بى نیازى جوید خدا او را بى نیاز گرداند. )


افزایش رزق و روزی

علم بهتر است با ثروت

چگونه رزق خود را افزایش دهیم؟

از آیات قرآن كریم استفاده می‌شود كه توسعه و تنگی روزی به دست خداست‌ چنان كه می‌فرماید:"إن‌ّ ربّك یبسط الرّزق‌َ لِمَن یشأ و یقدر إنّه كان بِعبادِه خبیراً بصیراً" (اسرá30) بنابراین هر چند اراده و كوشش انسان در زیاد شدن رزق و روزی مؤثر است‌"لیس‌َ للانسـَن‌َ الاّ ما سَعی‌َ" (نجم‌، 39) ولی اینها "جزءالعلة‌" و یا از آن هم كمتر به حساب می‌آیند زیرا اراده و عمل انسان در به دست آمدن رزق و روزی یكی از صدها شرایط است كه تمامی اسباب و شرایط به او منتهی می‌شود، و اوست كه بر اساس علم و حكمتش روزی را بین بندگان تقسیم می‌كند چنانكه می‌فرماید: "أهم یقسمون رحمت ربّك نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوَة الدّنیا (زخرف‌، 32) آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌كنند؟! ما معیشت آنها را در حیات زندگی در میانشان تقسیم كردیم‌."

همان گونه كه بیان كردیم‌، خواست خداوند متعال "یرزق من یشأ" جزافی نیست‌ بلكه گشایش و تنگی روزی نیز، روی عللی است كه خدا به بندگان دانا و به صلاح آنان آگاه‌تر است‌. به بعضی افراد به جهت برخی اعمالشان روزی فراوان و به بعضی به سبب عمل‌هایشان (مانند تنبلی‌، قطع رحم و...) روزی كمتر می‌دهد.

 برخی را جهت آزمایش‌، روزی فراوان عطا می‌كند و در كار و زندگیشان گشایش می‌دهد و برخی را جهت آزمایش‌، روزی كم می‌دهد و... (1)

برخی از سوره‌هایی كه در روایات اسلامی برای زیاد شدن رزق و روزی توصیه شده عبارتند از:

1. سوره واقعه.: امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "كسی كه هر شب سوره واقعه را بخواند... در دنیا سختی‌، فقر، نیازمندی و آفتی از آفت دنیا را نمی‌بیند و از دوستان حضرت علی‌(علیه السلام) می‌شود..."(2)

2. سوره همزه:‌ امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره همزه را در نمازی واجب بخواند فقر از او دور می‌شود و روزی بر او روی می‌آورد..."(3)

3. سوره لیل:‌ پیامبر اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: هر كس سوره لیل را بخواند خداوند آن قدر به او عطا می‌كند تا راضی شود و او را به سختی نیندازد و برایش آسان می‌گیرد."(4)

4. سوره مزمل:‌ رسول اكرم‌(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: "هر كس سوره مزمل را بخواند در دنیا و آخرت سختی از او برداشته می شود".(5)

5. سوره ذاریات‌: امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد..."(6)

6. سوره ممتحنه‌: امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: "هر كس سوره ممتحنه را در نمازهای واجب و مستحبی بخواند خداوند....فقر و دیوانگی را بر او و فرزندانش دور می‌كند". و همچنین سوره‌های نجم‌، ابراهیم و... برای توسعه در رزق توصیه شده است‌.
امام صادق‌(علیه السلام) می‌فرماید: هر كس سوره ذاریات را روز یا شب بخواند، خداوند وضع زندگی او را اصلاح می‌كند و روزی فراوانی برایش می‌دهد

البته باید توجه داشت كه برای به دست آوردن روزی و مال و ثروت مشروع انسان نباید از تلاش و كوشش غافل شود و عوامل مختلف دیگر مانند علم و آگاهی نسبت به تجارت و امور مربوط به آن‌، مشورت و تدبیر و... در امر به دست آوردن روزی و بهبود وضع معیشتی و مادی بسیار مؤثر است‌.(7)

همچنین نماز شب بخواند که موجب افزایش روزی او می‏گردد.
و  دعاهای فراوانی در مورد وسعت رزق و روزی وارد شده ، از جملة آن ها دعایی در تعقیبات نماز صبح است:
 در ادامه مطلب

 منبع:تبیان
ادامه مطلب

روی خوش و ....

علم بهتر است با ثروت

از امام علی نقل شده که فرمودند:

1-اَلبِشرُ أَوَّلُ البِرِّ؛
گشاده رویى، سرآغاز نیكى است.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص434 ، ح9920)

2-حُسنُ البِشرِ یَذهَبُ بِالسَّخیمَةِ؛
گشاده رویى كینه را از بین مى برد.(كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص103 و 104 ، ح6)

3-اَلبِشرُ شیمَةُ الحُرِّ؛

گشاده رویى خوىِ آزاده است.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص434 ، ح9922)

از امام صادق نقل شده :

1-ثَلاثٌ مَنْ اَتَى اللّه‏َ بِواحِدَةٍ مِنْهُنَّ اَوْجَبَ اللّه‏ُ لَهُ الْجَنَّةَ: اَلاْنْفاقُ مِنْ اِقْتارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمیعِ الْعالَمِ وَ الاِنْصافُ مِنْ نَفْسِهِ؛

هر كس یكى از این كارها را به درگاه خدا ببرد، خداوند بهشت را براى او واجب مى‏ گرداند: انفاق در تنگدستى، گشاده ‏رویى با همگان و رفتار منصفانه.(کافی(ط-الاسلامیه) ج2 ، ص103 ، ح2)

2-اِنَّ لاِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یَدٌ مُعْطیَةٌ؛
  بهشتى ‏ها چهار نشانه دارند: روى گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده.(مجموعه ورام ج 2، ص 91)

از حضرت محمد(ص) نقل شده :

بَسطُ الوَجهِ زینَةُ الحِلمِ؛

گشاده رویى زینت بردبارى است.(کنز الفوائد ج1 ، ص299)

عزت مال کیست و چگونه بدست می آید؟؟

علم بهتر است با ثروت

عزت مال کیست ؟

در قران در سوره فاطر ایه 10امده است
مَن كانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَمیعًا

یعنی هرکس خواهان عزت است بداند که همه عزت ها نزد خداست .و البته  در سوره منافقون می فرماید که این عزت را به چه کسانی می بخشد 

و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین و لیكنّ المنافقین لایعلمون

عزت متعلق به خداست، عزت متعلق به پیامبر و به مؤمنین است؛ اگرچه منافقان و كافردلان این را درك نمیكنند

و
در سوره‌ى نساء، درباره‌ى كسانى كه خود را متصل به مراكز قدرتهاى شیطانى میكنند، براى اینكه حیثیتى به دست بیاورند، قدرتى به دست بیاورند، میفرماید: «أ یبتغون عندهم العزّة فانّ العزّة للّه جمیعا»؛(۳) آیا دنبال عزتند این كسانى كه  به دشمنان خدا، به قدرتهاى مادى پناه میبرند؟ عزت در نزد خداست.

سحر و جادو کردن

علم بهتر است با ثروت

در این كه آیا سحر واقعیت دارد یا جزو خرافات مى باشد، بین علماى اسلام، به خصوص علماى شیعه و سنّى اختلاف نظر وجود دارد. بیش تر علماى شیعه سحر را صرف خرافات مى دانند و به این آیه قرآن استدلال مى كنند كه «فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِن سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى» 1 ؛ پس ناگهان ریسمانها و چوبدستى‏هایشان، بر اثر سحرشان، در خیال او، [چنین‏] مى‏نمود كه آنها به شتاب مى‏خزند.
 یا آیه «سَحَرُواْ أَعْیُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءوا بِسِحْرٍ عَظِیمٍ.»2 ؛  دیدگان مردم را افسون كردند و آنان را به ترس انداختند و سحرى بزرگ در میان آوردند.
اما از بین اهل سنت بعضى ها قایلند به این كه سحر واقعى است.
شیخ طوسى(ره) از بزرگان علماى شیعه، در كتاب خلاف مى گوید: نزد بیش تر علما و ابى حنیفه و اصحابش و مالك و شافعى، سحر حقیقت دارد و با جادو مى توان كسى را كشت یا مریض كرد یا دستش را فلج نمود یا بین زن و مرد تفرقه انداخت و چه بسا اتفاق مى افتد كه فردى در عراق شخصى را در خراسان سحر كرده، او را مى كشد.
در مقابل، ابوجعفر استرآبادى مى گوید: سحر حقیقت ندارد، بلكه صرف تخیل و شعبده و چشم بندى است. افراد بزرگى مثل علاّمه حلّى (ره) در حقیقت داشتن سحر تردید كرده و مواردى از سحر را، كه در تاریخ ذكر شده، نقل كرده اند.3
مرحوم مجلسى مى گوید: بیش تر علما بر این عقیده اند كه سحر از خرافات است. اما این كه چرا اثر مى كند و هیچكس منكر اثر سحر نیست، در مقام توجیه اثر سحر گفته اند: اگر مسحور بداند كه درباره او سحر كرده اند، توهّم مسحور شدن باعث مى شود كه اثر سحر در او ظاهر شود مثل تلقین به مریض. اما اگر اصلاً نداند كه درباره او سحر كرده اند، در این خصوص با آن كه هیچ یك از علما منكر این نوع اثر نشده اند، ولى هیچ گونه توجیهى براى آن ندارند، مگر آن كه بگوییم این اعمال بر اثر استخدام جن و شیاطین علیه شخص مسحور انجام مى شود
مرحوم فخر المحققین در كتاب ایضاح ادعا كرده كه حرمت سحر و جادو از ضروریات دین اسلام است و هر كه جادو را حلال بداند كافر است.
شهید اول و شهید ثانى (ره) در كتاب هاى دروس و مسالك خود ادعا كرده اند كه هر كس سحر و جادو را حلال بداند باید كشته شود.
شیخ انصارى (ره) در كتاب مكاسب گفته است كه هر چند ما مطمئن به اجماع علما در این خصوص نیستیم، ولى ادعاى ضرورى دین از چیزهایى است كه ما مطمئن به حرمت این عمل مى شویم و علما در همه اعصار بر حرمت جادو و جادوگرى اتفاق داشته اند.
شارح النخبه گفته است: هر چه موجب ضرر به دیگرى شود یا موجب اهانت به مقدسات شود حرام است، چه سحر باشد و چه غیر آن.
صاحب دروس (شهید اول) همچنین گفته است: طلسم نیز مانند سحر حرام است.
تا این جا مسلّم شد كه سحر در اسلام حرام است. اما این كه آیا به طور مطلق حرام است یا بعضى جاها استثنا شده، ظاهراً آن گونه سحر كه براى مقاصد درست به كار گرفته مى شود مثل پیدا كردن گم شده یا بقاى عمارت یا فتح سرزمین كفر جایز است، به خصوص باطل كردن سحر با سحر جایز مى باشد.7
كلینى نقل مى كند كه عیسى بن شقفى نزد امام صادق (علیه السلام)آمد و عرض كرد: حرفه من سحر بودن و در برابر آن مزد مى گرفته ام و مخارج زندگى ام نیز از همین راه تأمین مى شده است. با همین درآمد حج نیز گزارده ام، ولى اكنون آن را ترك كرده و توبه نموده ام. آیا براى من راه نجاتى هست؟ امام (علیه السلام) فرمودند: عقده سحر را بگشا، ولى گره جادوگرى مزن.8 این حدیث و امثال آن به روشنى دلالت مى كند بر این كه یاد گرفتن سحر یا عمل سحر براى باطل كردن آن بدون اشكال بوده و جایزاست.
امام علی (علیه السلام) می فرمایند: هر حقی از مسحور ضایع شود بر عهده ساحر است. ایشان بشدت از سحر و تعلیم آن بر حذر میداشتند و برای بطلان سحر دعای ضد سحر را پیشنهاد میکردند و فرمودند باید از شرّ سحر وساحری به خداوند متعال پناه برد که همه امور در ید قدرت اوست.9 
پناه میبریم به خدا (من شرّ ما خلق).

احادیث صحیح از پیامبر در مورد سحر:
قال رسول الله:
من عقد عقدة ثم نفس فیها فقد سحر و من سحر فقد اشرک و من تعلق شیئا وکل الیه
یعنی کسی که گره ای ببندد و سپس بر آن بدمد (دعاهایی بخواند و در آن فوت کند) سحر انجام داده و هر کس که سحر کند مشرک شده و کسی که چیزی بر خود میاویزد (به منظور حفاظت از چشم زخم یا سحر یا بلایای دیگر ) به سوی همان شیء واگذار میشود(یعنی به چیزی که هیچ قدرتی ندارد واگذار میشود و حمایت خدا را از دست میدهد)

من آتی عرافا او کاهنا فصدقه بما یقول فقد کفر بما أنزل علی محمد
کسی که نزد کاهن و عراف میرود و سخنانشان را تایید میکند(با عمل کردن به حرفشان یا با سکوت کردن در برابر سخنشان)به آنچه بر محمد نازل شده (دین اسلام ) کفر ورزیده است.
عراف:کسی است که ادعا میکند از مسایل گذشته آگاه است مثلا محل مال گمشده و یا مال مسروقه را خبر میدهد
کاهن: کسی است که ادعا میکند از گذشته و حال و آینده خبر دارد یعنی علاوه بر اینکه از اتفاقاتی که قبلا افتاده خبر میدهد پیشگویی و غیبگویی نیز میکند

ان العیافة والطرق و الطیرة من الجبت
عیافه و طرق و طیره از انواع سحر است
العیافه:تفأل زدن به حالت پرندگان یا اسمشان مثلا بگوید از خانه که خارج شدم اگر کبوتر دیدم خیر است اگر کلاغ دیدم شر است یاپرنده ای را به هوا میفرستد اگر به سمت راست رفت خوب است اگر به سمت چپ رفت بد می آید
الطرق: یک سری خط کشیدن روی زمین به منظور خاصی مثلا برای گرفتن حاجت یا برای اینکه کسی را در سحر بیاندازند و سر راهش این خطوط را بکشند

ما اینیم دیگه

علم بهتر است با ثروت

معروف نیستم، پولدارم نیستم، نابغه هم نیستم، محبوبیت هم ندارم، شانس هم ندارم
ــــــــــــــــــــــــــــــ
تکیه گاهم خداست...
بیخیال همه شون
چون از همشون بیشتر را دارم