درباره سایت

در این وب سعی شده مطالب متنوع در موضوعات مذهبی و.. گرداوری شود .
با تشکر

آدرس وب خودتان :

www.jalalsa.ir

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

ذکر گره گشای

احادیث و روایات و حکایات

آیت الله ناصری:

اگر کارت گره خورده تسبیح حضرت زهرا(س) را بگو ، تا کار گشایی کند .



(تسبیح حضرت زهرا گفتن 34 بار الله اکبر 33 بار الحمد الله 33 بار سبحان الله است.)

مهم ترین نصیحت

احادیث و روایات و حکایات

  ‌استاد سید عبدالله فاطمی نیا می فرمایند :

☘️
یکی از آقازاده های مرحوم آیت الله سلطانی طباطبایی(ره) می گوید:
یک روز نشسته بودیم؛ با خود گفتم از پدرم استفاده بکنم، به ایشان گفتم:
اگر بنا بشود که شما به من فقط یک نصیحت بکنید، چه می گویید؟
ایشان سرشان را پایین انداخته، تأملی کردند؛
سپس سرشان را بلند کرده فرمودند:
            " آبروی کسی را مبر!"

قران بهترین کتاب

احادیث و روایات و حکایات

قران بهترین کتاب

خدا می داند قرآن برای اهل ایمان – مخصوصاً اگر اهل علم باشند – چه معجزه ها و کراماتی دارد و چه چیزهایی از آن خواهند دید!

آیه الله بهجت(در محضر بهجت:1/55)

برنامۀ قرآن، آخرین برنامۀ انسان سازی است که در اختیار ما گذاشته شده است، ولی ما از آن قدردانی نمی کنیم!

آیه الله بهجت(در محضر بهجت:1/55)


اگر درست به قرآن عمل می کردیم، با عمل خود دیگران را جذب می کردیم؛ زیرا مردم غالباً – به جز عدّۀ معدود – خواهان و طالب نور هستند.

آیه الله بهجت(در محضر بهجت:2/.14)

ترک نماز یعنی....

احادیث و روایات و حکایات

میگن شیطان با بنده ای همسفر شد موقع نماز صبح بنده نماز نخوند موقع ظهر و عصر هم نماز نخوند موقع مغرب و عشاء رسید بازم بنده نماز بجای نیاورد
موقع خواب شیطان به بنده گفت من با تو زیر یک سقف نمی خوابم چون پنج وقت موقع نماز شد و تو یک نماز نخوندی
میترسم غضبی از آسمان بر این سقف نازل بشه که من هم با تو شامل بشم
بنده گفت تو شیطانی و من بنده خدا ، چطور غضب بر من نازل بشه ؟
شیطان در جواب گفت من فقط یک سجده اونم به بنده خدا نکردم از بهشت رانده شدم و تا روز قیامت لعن شدم
در صورتیکه تو از صبح تا حالا باید چند سجده به خالق میکردی و نکردی وای به حال تو که از من بدتری ؟؟؟؟

از پاهایی که نمی توانند تو را به ادای نماز ببرند، انتظار نداشته باش که تو را به بهشت ببرند..

رسول الله فرموده اند :
ترك نماز صبح: نور صورت
ترك نماز ظهر: بركت رزق
ترك نماز عصر: طاقت بدن
ترك نماز مغرب: فایده فرزند
ترك نماز عشاء: آرامش خواب را از بین میبرد

نماز و روزی...

احادیث و روایات و حکایات

پیامبر (ص) فرمود: الصلاة ... برکة فی الرّزق
- نماز برکت در رزق و روزی می شود.
امام صادق (ع) فرمود: کذب من زعم انه یصلی باللیل و هو یجوع ان صلاة اللیل تضمن رزق النهار
- اگر کسی من نماز شب می خوانم و روز در گرسنگی به سر می برم، دروغ گفته است، زیرا که نماز شب ضامن روزی، روز است.
حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: بدانید هیچ چیزی مؤمن را به خدا نزدیک نمی کند، مگر آنکه نماز شب و تسبیح و تهلیل گفتن و استغفار و گریه های نیمه شب و خواندن قرآن تا طلوع فجر و متصل نمودن نماز شب به نماز صبح، پس هر که چنین باشد او را بشارت می دهم به فراوانی روزی که بدون رنج و زحمت و زور بازو بدستش آید.
روایت کرده شیخ مفید که:
ان صلاة اللیل تدرالرزق (ویا) تجلب الرزق
- نماز شب روزی را جلب کرده و زیاد می کند.

کار خوبه خدا درست کنه

احادیث و روایات و حکایات


کار خوبه خدا درست کنه .دولت و ملت و.... خر کیند


و اما در اخر
مرو به هند و برو با خدای خویش بساز که هرکجا که روی آسمان همین رنگ است

علت گرفتاری یوسف و اندوه یعقوب چه بود ؟؟؟

احادیث و روایات و حکایات

علت گرفتاری یوسف و اندوه یعقوب چه بود ؟؟؟

ابو حمزه ثمالی گفت صبحگاه جمعه ای نماز با حضرت زین العابدین خواندم. ایشا ن پس از تمام کردن ذکر و تسبیح به قصد منزل حرکت نمودند من هم در خدمتشان بودم. وقتی به منزل رسید کنیزی داشت بنام سکینه، او را خواسته فرمود مبادا مستمند و فقیری را که به در خانه ما آمد مأیوس برگردانید حتما هر که آمد غذایش بدهید زیرا امروز جمعه است.
عرض کردم آقا همه کسانی که سؤال می کنند مستحق نیستند. فرمود ثابت (اسم ابوحمزه است) می ترسم بعضی مستحق باشند و از در خانه ما محروم شوند آنگاه بر ما خانواده نازل شود آنچه بر  آنچه بر خانواده یعقوب وارد شد.
 غذا بدهید سؤال کنندگان را غذا بدهید.
حضرت یعقوب هر روز گوسفندی می کشت مقداری خودشان مصرف می کردند و قدری صدقه می دادند. مرد مومن و مستمندی در حال روزه با منزلتی که در نزد خداوند نیز داشت، غریب آن ناحیه بود از در خانه آنها گذشت. افطار شب جمعه بود گفت سائلی غریب و گرسنه ام از زیادی غذای خود به من بدهید. درخواست خود را بر در خانه یعقوب مکرر کرد آنها می شنیدند ولی از وضع او خبر نداشتند گفته اش را تصدیق ننمودند.
شب فرا رسید فقیر مایوس گردید جمله انا لله و انا الیه راجعون را بر زبان گذرانیده اشکش جاری شد. آن شب با همان حال خوابیده و شکایت گرسنگی را به خدا کرد، فردا را نیز روزه گرفت با شکیبائی خدا را ستایش می کرد. اما یعقوب (علیه السلام) و خانواده اش با شکم سیر خوابیدند از غذایشان هم زیاد ماند. خداوند صبح آنشب به یعقوب وحی کرد بنده ما را خوار کردی به طوری که باعث خشم من شد سزاوار تأدیب و نزول بلا و گرفتاری شدی که از طرف من نسبت به خود و خانواده ات نازل شود.
یا یعقوب ان احب انبیائی الی و اکرمهم علی من رحم مساکین عبادی و قربهم الیه و اطعمهم و کان لهم مأوی و ملجأ یعقوب! به درستی که محبوب ترین پیغمبران در نزد من آن کسی است که بر مستمندان ترحم کند و آنها را به خود نزدیک نموده غذایشان بدهد پشتیبان و پناه ایشان باشد. یعقوب! دیشب بنده مستمند ما (ذمیال) را ترحم نکردی هنگام افطار به در خانه ات آمده درخواست نمود که غریب و بینوایم او را غذا ندادی با اشک جاری بازگشت شکایت گرسنگی خود را به من کرد. امروز نیز روزه گرفت دیشب شما همه سیر بودید و غذایتان زیاد آمد.
یعقوب می دانی دوستانم را به کیفر و رفتاری، از دشمنانم زودتر مبتلا می کنم. این هم به واسطه حسن نظر من به آنها است. اما دشمنان را پس از هر خطا فورا گرفتار نمی کنم تا متوجه استغفار نشوند آنها را خورده خورده می گیریم(14) اینک به عزتم سوگند تو و فرزندانت را گرفتار می کنم و بر شما مصیبتی نازل خواهم کرد و با کیفر خود شما را می آزارم آماده ابتلا شوید و به آنچه بر شما نازل می کنم راضی و شکیبا باشید.
ابو حمزه به حضرت زین العابدین (علیه السلام) عرض کرد فدایت شوم یوسف خواب را در کدام شب دید. فرمود همان شبی که یعقوب و خانواده اش سیر خوابیدند و ذمیال گرسنه. صبحگاه که خواب را برای پدر نقل کرد با آن وحی که شده بود یعقوب افسرده گشت به یوسف گفت برادران خود را از این خواب مطلع نکن می ترسم نیرنگی برایت بکنند. اما یوسف داستان خواب را به برادران گفت گرفتاری آنها شروع شد.


ای که دستت می رسد کاری بکن/ پیش از انکه کز تو نیاید هیچ کار

یاد بگیرید و یاد بدهید بسم الله

احادیث و روایات و حکایات

یاد بگیرید و یاد بدهید بسم الله تا سعادتمند شوید

روایت نموده اند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روزی از قبرستان گذر می نمودند نزدیک قبری رسیدند به اصحاب خویش فرمودند: عجله کنید و بگذرید اصحاب تعجیل کردند و از آنجا گذشتند و در وقت مراجعت چون به قبرستان و آن قبر رسیدند خواستند زود بگذرند حضرت فرمودند: عجله نکنید.
اصحاب عرض کردند: یا رسول الله! چرا در وقت رفتن امر به عجله کردن فرمودید حضرت فرمودند: صاحب این قبر را عذاب می کردند و من طاقت شنیدن ناله و فریاد او را نداشتم اکنون خدای تعالی رحمتش را شامل حال او کرد، گفتند: یا رسول الله! سبب عذاب و رحمت به او چه بود؟
حضرت فرمودند: این مرد، مرد فاسقی بود که به سبب فسقش تا این ساعت در اینجا معذب بود کودکی از وی باقی مانده بود در این وقت او را به مکتب بردند و معلم به این فرزند بسم الله الرحمن الرحیم را تعلیم نمود و کودک آن را بر زبان جاری نمود، در این هنگام به فرشتگان عذاب خطاب رسید که دست از این بنده فاسق بردارید و او را عذاب نکنید روا نباشد که پدر را عذاب کنیم در حالی که پسرش به یاد ما باشد
منبع:
**ر.ک: داستان هایی از بسم الله الرحمن الرحیم 2/86 85 به نقل از: تفسیر متهج الصادقین /32

لبه پرتگاه

احادیث و روایات و حکایات

براستی انسان در لبه پرتگاه است پس نباید غافل گشت.

هفتاد سال، هفت روز یک نان

گویند عابدی هفتاد سال خدا را عبادت کرد. شبی در عبادتگاه خود مشغول راز و نیاز بود. زنی آمده درخواست کرد او را اجازه دهد شب را در آنجا بسر برد تا از سرما محفوظ بماند. عابد امتناع ورزید. زن اصرار نمود باز نپذیرفت، مأیوس شده برگشت. در این هنگام چشم عابد به اندام موزون و جمال دلفریب او افتاد هر چه خواست خود را نگه دارد ممکن نشد از معبد بیرون آمده او را برگردانید داستان گرفتار شدن خود را شرح داد. هفت شبانه روز با او بسر برد.
شبی به یاد عبادتها و مناجاتهای چندین ساله افتاد بسیار افسرده گردید به اندازه ای اشک ریخت که از حال رفته بیهوش شد. زن وقتی ناراحتی عابد را مشاهده کرد همین که به هوش آمد گفت تو خدای را با غیر من معصیت نکرده ای اگر با او از در توبه درآئی شاید قبول کند. مرا نیز یادآوری کن.
عابد از عبادتگاه بیرون شد سر به بیابان گذاشت. شب فرا رسید پناه به خرابه ای برد، در آن خرابه دو نفر کور زندگی می کردند که هر شب راهبی برای آنها دو گرده نان به وسیله غلامش می فرستاد. غلام راهب آمد، به هر کدام یک گرده نان داد. یکی از نانها را عابد معصیت کار گرفت. کوری که به او نان نرسیده بود در گریه شد. گفت امشب باید گرسنه به سر برم. غلام گفت دو گرده نان را بین شما تقسیم کردم.
عابد با خود اندیشید که من سزاوارترم با گرسنگی بسر برم این مرد مطیع و فرمانبردار است ولی من معصیت کار و نافرمانم. سزایم این است که گرسنه باشم، نان را به صاحبش رد کرد.
آنشب را بدون غذا بسر برده، رنج و ناراحتی فراوانی و شدت گرسنگی توان را از او ربود، به اندازه ای ضعف پیدا کرد که مشرف به مرگ گردید. خداوند به عزرائیل امر کرد روح او را قبض نماید وقتی از دنیا رفت فرشته های عذاب و ملائکه رحمت درباره اش اختلاف کردند.
فرشتگان رحمت مدعی بودند که مردی عاصی بوده ولی توبه کرده است. ملائکه عذاب می گفتند معصیت نموده با مامور او هستیم. خداوند خطاب کرد عبادت هفتاد ساله او را با معصیت هفت روزه اش بسنجید. وقتی سنجیدند معصیت افزون شد. آنگاه امر کرد معصیت هفت روزه را با گرده نانی که دیگری را بر خود مقدم داشت مقابله کنید سنجیدند به واسطه ایثار و انفاق گرده نان زیادتر گردید و ثواب آن افزون گشت. ملائکه رحمت امور او را عهده دار شدند.