تبلیغات
مطالب متنوع از همه جا - مطالب احادیث و روایات و حکایات

درباره سایت

در این وب سعی شده مطالب متنوع در موضوعات مذهبی و.. گرداوری شود .
با تشکر

آدرس وب خودتان :

www.jalalsa.ir

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

عجب ترسناک ترین گناه

احادیث و روایات و حکایات

عجب عبارت است از:بزرگ شمردن عمل صالح و زیاد شمردن آن و مسرور و خوشحال شدن به عمل خود و خود را از حد تقصیر خارج دانستن و به جایی رسد که بر خدای تعالی منت گذارد.از جمله گناهان قلبی و بیماری های درونی است.حقیقت عجب آن است که شخص خود را بدون عیب و نقص بداند و از این که در کمال و نعمت است خود را بزرگ پندارد و گمان کند که این کمال از خودش است نه از خداوند و به این مسأله تکیه کند و شاد باشد و فکر کند که این نعمت زایل شدنی نیست؛مثلا عبادت می کند و عبادت را از همت خود می داند نه توفیقی که از جانب خدا پیدا کرده و می پندارد کار بزرگی انجام داده است

ولی مومن هر گاه صفت نیکویی در خود دید آن را از عنایات خداوندی می داند که می تواند هر وقت خواست از او بستاند، در این صورت فخر نمی فروشد.پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:اگر هیچ گناهی نکنید برای شما می ترسم از چیزی که بدتر از معصیت است و آن عجب است.(1)

عجب گناهی است که تخم آن کفر است و زمین آن نفاق است و آب آن فساد و شاخه های آن جهل و نادانی و برگ آن ضلالت و گمراهی ومیوه ی آن لعنت و خلود در آتش جهنم.پس هر کس عجب کند تخم را پاشیده و حتما میوه آن را خواهد چید.(2)کسی که به عجب دچار شده، به پند و نصیحت کسی گوش نمی دهد، بلکه به دیگران به دیده ی حقارت و جهالت می نگرد؛ در حالی که اگر از این صفت زشت دست بردارد و سخنان حکیمانه دیگران را گوش دهد و از نور قرآن بهره بگیرد واز علمای دین استفاده کند و به تحصیل دانش بپردازد به حق و حقیقت خواهد رسید. از بزرگ ترین آفات عجب این است که شخص کمتر می کوشد به خیال این که با همین اعمال به جایی رسیده و رستگار شده در حالی که این بی توجهی به دانش او را به هلاکت می اندازد.امام صادق علیه السلام فرمود:عالمی نزد عابدی رفت به او گفت:نماز خواندنت چگونه است؟ عابد گفت:مانند منی را از نمازش می پرسند در صورتی که من از فلان زمان تا فلان وقت عبادت خدا می کنم.عالم گفت:گریه کردنت چگونه است؟ گفت:چنان می گریم که اشک هایم روان می شود.عالم گفت:همانا اگر خنده کنی و ترسان باشی بهتر است از این که گریه کنی و ببالی.هر که به خود ببالد چیزی از عملش بالا نرود و پذیرفته نمی شود.(3)رسول خدا صلی الله علیه واله در این باره می فرماید:سه چیز موجب هلاکت است:حرص دایمی؛ خواهش نفسانی؛ و عجب و خود بینی.(4)خداوند به داوود علیه السلام وحی نمود که مژده ده گناهکاران را بترسان صدیقان را عرض کرد:چگونه عاصیان را مژده دهم و مطیعان را بترسانم؟ فرمود: عاصیان را مژده بده که من توبه را قبول می کنم و گناه را عفو و صدیقان را بترسان که به اعمال خود عجب نکنند.

علامه مجلسی در معنای عجب چنین فرموده:عجب آن است که کار خوب خود را بزرگ شمارد و بدان خرم باشد و بنازد و خود را بی تقصیر شمارد، ولی خرسندی به انجام کار خیر و شکر گزاری از خدا به توفیق دادن برای آن و در خواست فزونی آن، عجب نیست، بلکه خوب است

.امیر مؤمنان می فرماید:من دخله العجب هلک ؛ کسی که عجب در او راه پیدا کند هلاک شود. صورت این سرور، در برزخ و بعد از مرگ، وحشت سختی است که هیچ حشتی شبیه آن نیست.یکی از عیوب عجب آن است که به بندگان خدا به نظر حقارت می نگرد و اعمال مردم را ناچیز می شمرد گرچه از اعمال خودش بهتر باشد و دیگر این که انسان را به ریا وا می دارد

منبع:http://anjoman.tebyan.net/newindex.aspx?pid=17257&threadID=401655

قضاوت درباره دیگران

احادیث و روایات و حکایات

ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!

بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمین? اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعد? غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.

دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. هم? این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.

آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی میز مانده است

سقوط انسانیت

احادیث و روایات و حکایات

 واقعا انسانیت در این جامعه تا چه اندازه پایین امده نه تنها دشمن بلکه خودی ها هم ......
دیگر صحبت از شوخی نیست بلکه 
مطابق با آنچه در فضای مجازی منتشر شده و ظاهراً در حال باب شدن است، این روزها برخی جوان‌های موتورسوار به قصد شوخی، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می‌پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست که شوک به این دختران وارد می‌شود، عوارض روحی وارده، کمتر از یک قربان اسیدپاشی نباشد.
همزمان با ماجرای اسیدپاشی در اصفهان، یک مزاحمت خیابانی بسیار تکان‌دهنده توسط برخی جوان‌ها تحت عنوان شوخی باب شده که آثار روانی‌اش در لحظات اولیه کمتر از اسیدپاشی نیست؛ اتفاقی که نشان می‌دهد ساحت اخلاق تا چه میزان نزد برخی تنزل یافته که شنیع‌ترین و ترسناک‌ترین اتفاقات را دستمایه تفریح می‌کنند.

به گزارش «تابناک»، اسیدپاشی‌‌ به برخی زنان در اصفهان و تکرار این حرکت غیرانسانی طی روزهای اخیر منجر به ایجاد نگرانی‌ها برای زنان و به طور زنان اصفهانی شده و طبیعتاً این نگرانی‌ها تا زمان دستگیری عامل یا عاملان اصلی این حوادث و مشخص شدن انگیزه عامل یا عاملان و هدایت‌گر یا هدایت گران این عملیات وحشیانه ادامه خواهد داشت.

این اتفاق بی‌سابقه واکنش‌های وسیعی در سطح افکارعمومی و همچنین در سطح مسئولان امر در پی داشته و مسئولان انتظامی و قضایی نسبت به برخورد شدید با عاملان این حادثه هشدار دادند و حتی وقوع این حوادث منجر به طرح مباحثی شد که آیا تلاش‌ها برای بخشش اسیدپاش‌های موردی سال‌های پیشین که عمدتاً با انگیزه‌های شخصی صورت می‌پذیرفت توسط قربانی، درست بوده یا باید قصاص صورت می‌گرفت؟

در این میان اما مطابق با رویه معمول، این موضوع نیز برای عده‌ای دستمایه شوخی شد و برخی در فضای مجازی اقدام به لطیفه‌سازی درباره این واقعه تلخ کردند تا چند صباحی با این موضوع خوش باشند که نهایت عدم درک فاجعه‌ای است که برای گروهی از دختران جوان رخ داده و چالشی بزرگ پیرامون رعایت حداقل اصول اخلاقی است؛ رویکردی که پیش این نیز در قبال برخی حوادث شاهدش بودیم و مشخصاً در ماجرای سقوط هواپیمای آنتونف نیز به شوخی گرفتن فاجعه رخ داده را به نظاره نشستیم.

 این حرکت به اندازه اسیدپاشی غیراخلاقی‎‌ و غیرانسانی‌ نیست؟

این نوع رودررویی با حوادثی که تالم و تاثر خاطر عمومی را در پی دارد، البته به صورت موردی در قبال حوادث مشابه برخی کشورهای دیگر نیز مشاهده می‌شود اما معمولاً آنچه دستمایه نقد قرار می‌گیرد، عملکرد مسئولان است و نه خودِ فاجعه و در واقع این درک وجود دارد که حادثه دیدگان و وابستگانش نیز به فضاهای مجازی دسترسی دارند و چنین برخورد سبک‌سرانه‌ای با آنچه بر سر آنها آمده، روح آنها را بیش از گذشته خواهد آزرد.

با این حال در ماجرای اسید، ماجرا از لطیفه سازی فراتر رفت و اتفاق بدتری رقم خورد. مطابق با آنچه در فضای مجازی منتشر شده و ظاهراً در حال باب شدن است، این روزها برخی جوان‌های موتورسوار به قصد شوخی، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می‌پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست که شوک به این دختران وارد می‌شود، عوارض روحی وارده، کمتر از یک قربان اسیدپاشی نباشد.

از این منظر این نوع مردم آزاری برخی موتورسوارها که به اشتباه برخی عنوان شوخی را بر آن گذاشته‌‍اند، یکی از بدترین رفتارهای ضداخلاقی است و مرزهای بی‌اخلاقی را به منتهی الیه ممکن سوق داده‌ و از این منظر باید برخورد جدی با چنین رفتارهایی داشت تا حداقل مسائل حساس و التهاب آور در جامعه بازیچه برخی برای خوش‌گذرانی قرار نگیرد و در واقع شاید بتوان گفت چنین حرکتی به ذات به اندازه اصل ماجرای اسیدپاشی غیراخلاقی است.

در این میان باید به این پرسش نیز پاسخ گفت که در ساحت اخلاقی‌مان چه اتفاقی افتاده که شاهد شوخی کلامی و نوشتاری در مواجهه با رفتارهایی نظیر اسیدپاشی برخی اشخاص مجهول الهویه و سپس تبدیل شوخی‌های کلامی به شوخی‌های فیزیکی شبیه به عمل اسیدپاشی هستیم و از «مرز سکته بردن مردم» خشنودیم؟ شاید باید این پرسش را همان روز پاسخ می‌دادیم که برخی در روزهای پایانی سال زیر پای مردم ترقه می‌انداختند.

اماده ظهور شو

احادیث و روایات و حکایات

  باسلام وصلوات برمحمد وآل محمد 
درود وسلام بردوستان واهالی حرف دل 

پیر دیر و قافله سالار وادی ایمن ،شاهد جمال ربوبی ، مرشد بی بدیل وادی عشق جرعه نوش ساقی کوثرشهید تشنه کویر محبت مرحوم واصل حاج محمد اسماعیل خان احمد دولابی، در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌فرماید: 

پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم.

خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند ... 

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم. 

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد .
هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که آقاش همین ‌جاست. 
توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم.

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود، وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.
زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش.
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش. 
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن.
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.

اللهم عجل لولیک الفرج

خوشرویی

احادیث و روایات و حکایات

عـَنـْهُ عـَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ثَلَاثٌ مَنْ أَتَى اللَّهَ بـِوَاحـِدَةٍ مـِنـْهـُنَّ أَوْجـَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ
اصول كافى ج : 3 ص : 161 روایة :2
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (ع ) فـرمود: سه چیز است كه هر كه یكى از آنها را نزد خدا برد، خدابهشت را بـراى او واجب كند: انفاق در حال تنگدستى و خوشروئى براى همه مردم و انصاف دادن از خود (یعنى حق را بگوید اگرچه بر زیان او باشد).

عـَلِیُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِیـمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبـِی جَعْفَرٍ ع قَالَ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِى فَكَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ الْقَ أَخَاكَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ
اصول كافى ج : 3 ص : 161 روایة :3
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (ع ) فـرمـود: مـردى خـدمـت رسـولخدا صلى الله علیه و آله آمد و عرضكرد: یا رسـول الله مـرا سفارشى كن ، از جمله سفارشات پیغمبر باو این بود كه برادرت را با چهره باز ملاقات كن .

عـَنـْهُ عـَنِ ابـْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ قَالَ تُلِینُ جَنَاحَكَ وَ تُطِیبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ
اصول كافى ج : 3 ص : 162 روایة :4
ترجمه روایت شریفه :
یـكـى از اصحاب گوید بامام صادق (ع ) عرضكرد: اندازه حسن خلق چیست ؟ فرمود: اینكه فروتنى كنى و خوش سخن باشى و برادرت را با خوشروئى برخورد كنى .

عـَنـْهُ عـَنْ أَبـِیـهِ عـَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ فُضَیْلٍ قَالَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنُ الْبِشْرِ یـَكـْسِبَانِ الْمَحَبَّةَ وَ یُدْخِلَانِ الْجَنَّةَ وَ الْبُخْلُ وَ عُبُوسُ الْوَجْهِ یُبْعِدَانِ مِنَ اللَّهِ وَ یُدْخِلَانِ النَّارَ
اصول كافى ج : 3 ص : 162 روایة :5
ترجمه روایت شریفه :
فضیل (از امام باقر یا امام صادق (ع )) نقل كند كه فرمود: احسانهاى نیكو و خوشروئى ، جـلب مـحـبـت كـنـنـد و بـبـهشت در آورند، و بخل و ترشروئى ، از خدا دور كنند و بدوزخ در آورند.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَنْ أَبِى الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُسْنُ الْبِشْرِ یَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ
بَابُ الصِّدْقِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ
اصول كافى ج : 3 ص : 162 روایة :6
ترجمه روایت شریفه :
رسولخدا (ص ) فرمود: خوشروئى كینه دل را میبرد.

خوار کردن مومن

احادیث و روایات و حکایات

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عـَبـْدِ اللَّهِ ع یـَقـُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّى مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ یَكُنْ مِنْ خَلْقِى فِى الْأَرْضِ فِیمَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمـَغـْرِبِ إِلَّا مـُؤْمـِنٌ وَاحـِدٌ مـَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لَاسْتَغْنَیْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِیعِ مَا خَلَقْتُ فِى أَرْضـِى وَ لَقـَامـَتْ سـَبـْعُ سـَمـَاوَاتٍ وَ أَرَضـِیـنَ بـِهـِمَا وَ لَجَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِیمَانِهِمَا أُنْساً لَا یَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسِ سِوَاهُمَا
اصول كافى جلد 4 صفحه :51 روایة :1
ترجمه :
هـشـام بـن سـالم گـویـد: شـنـیـدم حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام مـى فـرمـود: خـداى عـزوجـل فـرمـایـد: بجنگ بامن اعلان دهد آنكس كه بنده مؤ من مرا بیازارد، و از خشم من آسوده خـاطـر بـاشـد آنـكـس كـه بـنـده مـؤ من مرا گرامى دارد، و اگر در میانه شرق و مغرب زمین آفـریده از آفریده هایم جز یك مؤ من و یك پیشواى عادلى با او نباشد، من بعبادت آندو از تـمـامـى آنـچـه در زمـینم آفریدم بى نیاز باشم و هر آینه هفت آسمان و هفت زمین بخاطر او برپا باشند، و براى آندو از ایمانى كه دارند آرامشى فراهم سازم كه نیازى به آرامش دیگرى نداشته باشند.

شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گـویـد: مـقـصـود از بـى نـیازى خداوند بعبادت یكمؤ من و یك امام از عبادت دیـگـران پـذیـرفـتـن عـبـادت آنـدو اسـت و گـرنـه خـداى متعال غنى بالذات است و نیازى بعبادت هیچكس ندارد، و نیز مقصود از بودن یك مؤ من و یك پـیـشـوا اعـم اسـت از ایـنـكـه بـالفـعـل آن مـؤ مـن مـوجـود باشد یا بالقوه ، زیرا چه بسا پیمبرانى كه مبعوث شدند و تا مدتى كسى بآنها ایمان نیاورد چنانچه در باب كمى عدد مؤ منین گذشت كه حضرت ابراهیم علیه السلام یك تنه عبادت خداى را میكرد و كسى با او نـبـود تـا آنـكه خداوند او را به اسمعیل و اسحاق ماءنوس كرد، و بعضى گفته اند مقصود بیان حال این امت است پس منافاتى با تنهائى پیمبران گذشته ندارد.


- عـَنـْهُ عـَنْ أَحـْمـَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ مُنْذِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قـَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَیْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِى فَیَقُومُ قَوْمٌ لَیـْسَ عـَلَى وُجـُوهـِهـِمْ لَحـْمٌ فـَیُقَالُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ آذَوُا الْمُؤْمِنِینَ وَ نَصَبُوا لَهُمْ وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِى دِینِهِمْ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :52 روایة :2
ترجمه :
مفضل بن عمر گوید: كه حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون روز قیامت شود یك منادى نـدا كـنـد: كـجایند روگردانان از دوستان من ؟ پس دسته اى كه صورت آنها گوشت ندارد بـرخـیـزنـد، پـس گـفـتـه شـود: اینهایند آنكسانى كه مؤ منین را آزردند، و با آنان دشمنى كردند، و عناد ورزیدند، و آنها را در دینشان با درشتى سرزنش كردند، سپس فرمان شود كه آنان را بدوزخ برند.

3- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عـَنْ حـَمَّادِ بـْنِ بـَشـِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْ أَهَانَ لِى وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِى
اصول كافى جلد 4 صفحه :52 روایة :3
ترجمه :
از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام حـدیـث شـده كـه فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: خـدایـتـعـالى فـرموده است : هر كه بیك دوستى از من اهانت كند، بتحقیق بجنگ با من كمین كرده است .

 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبـِی حـَمـْزَةَ عـَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْكِیناً أَوْ غَیْرَ مِسْكِینٍ لَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ إِیَّاهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه :52 روایة :4
ترجمه :
حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام فرمود: هر كه مؤ منى را خوار شمارد چه (آن مؤ من ) مستمند بـاشـد یـا غـیـر مـستمند، پیوسته خداى عزوجل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤ من برگردد.

5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خـُنـَیـْسٍ قـَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَقُولُ مَنْ أَهَانَ لِى وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِى وَ أَنَا أَسْرَعُ شَیْءٍ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِیَائِی
اصول كافى جلد 4 صفحه :53 روایة :5
ترجمه :
مـعـلى بـن خـنـیـس گـوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: خداى تبارك و تـعـالى فرماید: هر كه به یكدوست من اهانت كند بجنگ بامن كمین كرده ، و من بیارى دوستانم از هر چیز شتابان ترم .

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خـُنـَیـْسٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَابَذَنِى مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :53 روایة :6
ترجمه :
و نـیـز گـویـد: از آنـحـضـرت شـنـیـدم كـه فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: خداى عزوجل فروموده : آشكارا بجنگ با من برخاسته آنكس كه بنده مؤ من مرا خوار كند.

اصرار بر گناه

احادیث و روایات و حکایات

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّهِیكِیِّ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ الْقَنْدِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا صَغِیرَةَ مَعَ الْإِصْرَارِ وَ لَا كَبِیرَةَ مَعَ الِاسْتِغْفَارِ
اصول كافى ج : 3 ص : 395 روایة :1
ترجمه روایت شریفه :
امام صادق (ع ) فرمود: با اصرار بر گناه صغیره نباشد، و با استغفار كبیره نباشد.


شرح :
كـسـیـكـه بـر گـنـاه صـغـیره اى اصرار كند مثل مردمیكه همیشه جامه ابریشم پوشد، گـنـاهـش كـبـیـره مـحـسـوب شود و آثار و عذاب گناه كبیره بر آن مترتب گردد. شهید (ره ) فـرمـوده اسـت عزم بر تكرار گناه هم بمنزله اصرار است و توبه و استغفار گناه كبیره وو صغیره را محو كند و باقى نگذارد، ولى اعمال سالحه مانند وضو و نماز و روزه گناه صغیره را جبران كند.

أَبـُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِى قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلى ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُونَ قَالَ الْإِصـْرَارُ هـُوَ أَنْ یـُذْنـِبَ الذَّنـْبَ فَلَا یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ وَ لَا یُحَدِّثَ نَفْسَهُ بِتَوْبَةٍ فَذَلِكَ الْإِصْرَارُ
اصول كافى ج : 3 ص : 395 روایة :2
ترجمه روایت شریفه :
امـام باقر علیه السلام راجع بقول خداى عزوجل : (((و بر آنچه كرده اند اصرار نورزند و بـدانـند (كه بد كرده اند) 135 سوره 3))) فرمود: اصرار بر گناه )))اینستكه : كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد، و در فكر توبه نباشد، اینست اصرار بر گناه .

شرح :
كـسـیكه بفكر توبه نیست ، ظاهرا قصد تكرار گناه دارد و چنانكه شهید فرمود: این هم بمنزله اصرار است .
عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قـَالَ سـَمـِعـْتُ أَبـَا عـَبـْدِ اللَّهِ ع یـَقـُولُ لَا وَ اللَّهِ لَا یـَقـْبَلُ اللَّهُ شَیْئاً مِنْ طَاعَتِهِ عَلَى الْإِصْرَارِ عَلَى شَیْءٍ مِنْ مَعَاصِیهِ
اصول كافى ج : 3 ص : 395 روایة :3
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (ع ) مـى فـرمـود: نـه بـخـدا سـوگند كه خدا هیچ طاعتى را با اصرار بر هر گناهى كه باشد نپذیرد.

گذشت و بخشیدن

احادیث و روایات و حکایات

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ السَّكُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَیْكُمْ بِالْعَفْوِ فَإِنَّ الْعَفْوَ لَا یَزِیدُ الْعَبْدَ إِلَّا عِزّاً فَتَعَافَوْا یُعِزَّكُمُ اللَّهُ
اصول كافى ج : 3 ص : 167 روایة :5

ترجمه روایت شریفه :
رسولخدا (ص ) فرمود: بر شما باد بگذشت ، زیرا گذشت جز عزت بنده را نیفزاید، از یكدیگر بگذرید تا خدا شما را عزیز كند.



حَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِى خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ حـُمـْرَانَ عـَنْ أَبـِى جـَعـْفـَرٍ ع قـَالَ النَّدَامـَةُ عـَلَى الْعـَفـْوِ أَفْضَلُ وَ أَیْسَرُ مِنَ النَّدَامَةِ عَلَى الْعُقُوبَةِ
اصول كافى ج : 3 ص : 168 روایة :6
ترجمه روایت شریفه :
امام باقر (ع ) فرمود: پشیمانى از گذشت بهتر و آسانتر است تا پشیمانى از كیفر.


شرح :
یـعـنى اگر شخصى را كه بتو ستمى كرده بود بخشیدى و از او در گذشتى ، سپس دانـسـتـى كـه آن گـذشـت مورد نداشته زیرا آن ستمگرمتنبه نگشت و از گذشت خود پشیمان شدى ، این پشیمانى بهتر و آسانتر است از موردیكه ستمگر را مجازات كنى وسپس بفهمى ، اگر از او میگذشتى و او را میبخشیدى بهتر بود.
اما بهتر بودن اولى از دومى بجهت همین اخبار و نیز آیات شریفه ایستكه خدایتعالى بعفو و گذشت دستور میدهد و اما آسان تر بودنش براى اینستكه از ستمگر بخشیده میتوان انتقام گرفت ، ولى جبران كیفر بیجا بسى مشكل و دشوار است .


عـِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ غـُرَّةَ بـْنِ دِیـنـَارٍ الرَّقِّیِّ عـَنْ أَبـِی إِسـْحَاقَ السَّبِیعِیِّ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى خَیْرِ أَخْلَاقِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِى مَنْ حَرَمَكَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ
اصول كافى ج : 3 ص : 167 روایة : 2
ترجمه روایت شریفه :
رسـولخـدا (ص ) فـرمـود: شـمـا را بـه بهترین اخلاق دنیا و آخرت رهبرى نكنم ؟ پیوستن بـكـسـى كه از تو بریده و بخشیدن بكسى كه محرومت ساخته و گذشتن از كسى كه بتو ستم كرده است

آثار دنیوی و اخروی نفرین

احادیث و روایات و حکایات


آثار دنیوی و اخروی نفرین نفرین و دعای بد در حق دیگران، تأثیرات شگرفی به جا می گذارد و این گونه نیست که آن را صرفا یک لقلقه زبان بدانیم.

سرگردانی انسان ها نیز از آثار نفرین است. اگر انسان کاری کند که نفرین حقی او را بگیرد، ممکن است در زندگی گرفتار سرگردانی شود، چنان که دعای بد و نفرین حضرت موسی(ع) موجب سرگردانی یهودیان به مدت چهل سال شد
 
به سخن دیگر، نفرین تنها یک واکنش بی تأثیر و حرف مفت نیست، بلکه واکنشی است با آثار و تبعات سخت و شدید که شخص باید مواظب باشد گرفتار آن نشود.
 
خداوند در آیات 88 تا 90 سوره یونس و نیز 71 تا 72 سوره دخان، تباهی اموال و بهره نبردن از آنها را از پیامدهای نفرین می شمارد و در این آیات گزارش می کند که چگونه نفرین حضرت موسی(ع) موجب شد تا فرعون و فرعونیان نتوانند از همه نعمت ها و مواهبی که در اختیار داشتند بهره ببرند و خود و اموالشان تباه شود.

سرگردانی انسان ها نیز از آثار نفرین است. اگر انسان کاری کند که نفرین حقی او را بگیرد، ممکن است در زندگی گرفتار سرگردانی شود، چنان که دعای بد و نفرین حضرت موسی(ع) موجب سرگردانی یهودیان به مدت چهل سال شد. (مدثر، آیات 42 تا 62)


قساوت قلب و سنگدلی نیز از آثار و پیامدهای نفرین است. (یونس، آیات 88 تا 09) همچنین هلاکت و نیستی (مومنون، آیات 32 تا 72 و قمر، آیات 9 تا 61) از دیگر آثار نفرین حق و اهل حق است.
 
بسیاری از گرفتاری های ما بی آن که متوجه باشیم به سبب آه و نفرین پدر و مادر یا دوست و رفیقی است که به او ظلم و ستم کرده ایم و او از سردرد به خداوند پناه برده و مجازات عمل را به خداوند واگذار کرده است.
 
در کتاب نشان از بی نشان ها این حکایت نقل شده که واگذار کردن به خدا تا چه اندازه ممکن است خطرناک باشد و تا چه اندازه می تواند این واگذاری و نفرین از روی ناتوانی، خانمانسوز و هلاک کننده باشد. می گویند: یک روز مرحوم بابا رستم به مرحوم حاجی می فرمایند: بروید شهر مقداری ماست بخرید و بیاورید.
 
مرحوم حاجی طبق دستور عمل می کند. در مراجعه با یکی از سوارهای حکومتی برخورد می کنند. سوار از ایشان می خواهد که لباسها و اسبش را نگهداری کند تا او در رودخانه شنا کند.

کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آن‌ها خواهد بود
 
مرحوم حاجی می فرمایند: وقت ندارم و باید بروم. آن مرد جاهل با دسته تازیانه به سر حاجی می زند، طوری که سر ایشان می شکند و ماستها می ریزد. مرحوم حاجی با سکوت در کنار رودخانه خود را تمیز می کند. مجددا ماست می خرد و مراجعه می نماید.
 
مرحوم بابا علت تأخیر را جویا می شود. مرحوم حاجی قضیه را شرح می دهد. مرحوم بابا سؤال می کند: شما چه عکس العملی نشان دادی؟ مرحوم حاجی می گویند: هیچ نگفتم و جزای عمل او را به خدا واگذار کردم. بابا می فرماید: کار خوبی نکردی، برای اینکه او سر شما را شکسته به خدا واگذارش نمودی. فورا با عجله برگرد و با او تغیر و تشدد نما. مرحوم حاجی فورا برمی گردد؛ ولی هنگامی بر می گردد که کار از کار گذشته و اسب، او را بر زمین زده و هلاکش کرده بود.

حضرت علی‌می‌فرماید:"از نفرین مظلوم بترسید که وی حق خویش را از خدا درخواست می‌کند و خداوند کسی را از حقش باز نمی‌دارد."
 

البته در زیر روایت جالبی درباره پیامبر امده است 
 
بخاری و مسلم چندین روایت از پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کردند که آن حضرت از روی خشم و غضب برخی را لعن می‌کرد در حالی که مستحق لعن نبودند و بعد می‌فرمود: خدایا این نفرین مرا وسیله پاکی و نجابت او قرار بده.

- «عن ابی هریرة أنّه سمعَ النبی یقول: اللهم فأیّما مؤمن سَبَبتُه فاجْعل ذالک له قُربةً الیک یوم القیامة»[1]‌

- «عن أبی هریرة قال: سمعتُ رسول الله یقول: اللهم انّما محمدٌ بشرٌ یغضب کما یغضَبُ البشر و إنّی قد اتخذت عندک عهداً لن تُخْلَفِنیه، فأیّما مؤمن آذیتُه أو سَببته او جَلَدته، فاجعلها له کفارّة و قربةً تقرّبه بها الیک یوم القیامة».[2]

خدایا من مانند سایر افراد بشر غضبناک می‌شوم، و با تو پیمان بستم و تو مسلما پیمان مرا نخواهی شکست که هر مومنی را اذیت کردم یا فحش دادم یا تازیانه‌اش زدم، این عمل را کفاره گناهان او و وسیله تقرب وی به درگاهت قرار بده.

البته لعن یا نفرین بر برادران و خواهران مؤمن و به طور کلی زبان گشودن به نفرین و لعن‌، امری مذموم است و جز در موارد استثنا از این امر به شدت پرهیز داده شده است‌. حضرت امام باقر7 می‌فرماید:"کسی که چیزی را لعنت می‌کند اگر آن شی مستحق نباشد لعنت به خود گوینده بر می‌گردد. پس از لعن مؤمن بپرهیزید تا مبادا خود گرفتار شوید."(ر. ک‌:میزان الحکمة‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج 5، ص 616)

امام على(ع) مى‏فرماید: «اگر خدا به ستمگر مهلت دهد كیفر او هرگز فراموش نمى‏شود و او بر سر راهش و در گلوگاه او آن‏جا كه آب دهان فرو برده مى‏شود و استخوان گیر مى‏كند در كمین است.» (میزان الحكمه، جلد 7، ص 3375) . پس مهلت دادن بر ستم ستمگر به معناى نادیده گرفتن ستم او نیست چه بسا ستمگر چنین تصور كند كه خدا او را به خودش وا گذاشته است. مثلاً خداوند به فرعون چهل سال مهلت داد بعد از این مدت او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار كرد. و از طرفى سنت خداى سبحان در دنیا بر این جارى است كه از ظالم به وسیله ظالم دیگر انتقام مى‏گیرد. بنا براین ظالم كیفر ستم خودش را مى‏بیند یا در دنیا باز تاب اعمالش را توسط ظالم دیگر و یا سایر عوامل مى‏بیند و یا در آخرت به كیفر اعمالش مى‏رسند خلاصه انتقام از ظالم گرفته مى‏شود چه در دنیا و چه در آخرت و چه در دنیا و آخرت با هم نتیجه این كه خداى سبحان در كمین ستمگر در دنیا و آخرت است و مسئله مهلت دادن هم گاهى براى زیادى گناه است و گاهى براى تو به و جبران گذشته مى‏باشد.

اما وظیفه ما
وظیفه ما این است که مواظب باشیم و گاه و بیگاه به هر بهانه ای به نفرین لب نگشاییم مخصوصا والدین محترمی که گاه از سر عصبانیت فرزندان دلبندشان را نفرین می کنند ، تصور کنید یکی از این نفرین ها کارساز شود چه خواهد شد؟ گفتیم نفرین بی جا گاه به خود شخص بر می گردد پس باید در این مسأله جوانب احتیاط را کاملا رعایت کرد تا مبادا آثار سوء نفرینمان گریبانگیر خودمان شود.

راه های علاج سحر و چشم زخم

احادیث و روایات و حکایات

 همان طور که خداوند برای بعضی از دارو های مضر تأثیراتی را در بدن قرار داده و در بعضی از دارو ها اثراتی را قرار داده که تأثیرات دارو های مضر را از بین می برد برای بعضی از اعمال نیز تأثیراتی را در بدن ها و عقول مردم قرار داده است که همان سحر باشد و بر زبان انبیاء و اوصیاء آیات و ادعیه و اسماء و اعمالی جاری ساخته که ضرر آن سحر ها را دفع می کند. پس بهترین راه برای علاج این دو مقوله توجه به معارف و دستورات اهل بیت ـ علیهم السلام ـ است. 
دستورات اهل بیت برای علاج سحر: 
1. امیر المومنین می فرمایند: برای علاج سحر هفت مرتبه بگوید: بسم الله و بالله و سَنْسُدُّ عضدک باخیک و نجعل لکما سلطانا فلا یصلون الیکما بایاتنا انتما و من اتبعکما الغالبون.4 
2. استعاذه و پناه بردن به خداوند متعال با خواندن معوذتین (سوره های قل اعوذ برب الناس و قل اعوذ برب الفلق)5 
3. خواندن آیات 54 تا 56 سوره اعراف.6 
4. اسپند نیز موثر است. از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نقل شده که بر هر یک از برگ و دانه اسپند ملکی موکل است که با آنهاست تا بپوسد و ریشه اش و شاخه اش غم و سحر را برطرف می کند.7 
دستورات اهل بیت برای علاج چشم زخم: 
1. امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: سه مرتبه بگویید: ما شاء الله لا قوه الا بالله العلی العظیم.8 
2. خواندن آیه 51 سوره قلم (و ان یکاد الذین کفروا ...)9 
3. دست ها را مقابل صورت بگیرد و سوره حمد و توحید و قل اعوذ را بخواند و دست به صورت بکشد.10 
4. خواندن معوذتین.11 
5. دعایی که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ برای امام حسن ـ علیه السلام ـ و امام حسین ـ علیه السلام ـ خواندند و به اصحاب نیز توصیه فرمودند: «اللهم یا ذا السلطان العظیم و المن القدیم و الوجه الکریم ذالکلمات التامات و الدعوات المستجابات عاف فلانا من انفس الجن و اعین الانس.»

توصیه امام رضا (ع) در مواجهه با چشم‌زخم 
با معجزه الهی خودمان را از چشم زخم مصون بداریم،: در روایات از امام رضا(ع) آمده هرگاه حس كردی مورد چشم زخم قرار گرفتی، دستانت را مانند قنوت پیش رویت نگه دار و سوره حمد و توحید و معوذتین را قرائت كن و به دستانت بدم، سپس آن را به صورتت بكش. 
اگر حس كردی چیزی یا كسی مورد چشم زخم واقع می‌شود، سوره توحید و حمد و آیت الكرسی را بنویسد و همراه او نگه دارید، آیات الهی معجزه است و ما هم قبول داریم معجزه است، اما چرا معجزه آنها را نمی‌بینیم؟ اگر واقعا مومن باشیم پرده‌ها از جلو چشمانمان كنار می‌رود و معجزه بودنش را می‌بینیم، برای همین است كه می‌فرماید: یا ایها الذین امَنوا امِنوا 


و همچنین :
و در حدیث دیگری آمده است که امیر مومنان (علیه السلام) فرمود پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) رقیه گرفت و این دعا را خواند اعیذکما بکلمات التامه و اسماء الله الحسنی کلها عامه من شر السامه و الهامه و من شر کل عین لامه و من شر حاسد اذا حسد (شما را به تمام کلمات و اسماء حسنای خداوند از شر مرگ و حیوانات موذی و هر چشم بد و حسود آن گاه که حسد ورزد می سپارم) سپس نگاهی به ما کرد و فرمود این چنین حضرت ابراهیم برای اسماعیل و اسحاق تعویذ نمود.

ذکر این نکته لازم است که هیچ مانعی ندارد این دعاها و توسل ها به فرمان خداوند جلو تأثیر نیروی مرموز چشم ها را بگیرد همان گونه که دعاها در بسیاری از عوامل مخرب دیگر اثر می گذارد و آن ها را به فرمان خدا خنثی می کند.
این نیز لازم به یادآوری است که قبول تاثیر چشم زخم به طور اجمال به این معنی نیست که به کارهای خرافی و اعمال عوامانه در اینگونه موارد پناه برده شود که هم برخلاف دستورات شرع است و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه در اصل موضوع است همانگونه که آلوده شدن بسیاری از حقایق با خرافات این تاثیر نامطلوب را در اذهان گذارده است