تبلیغات
از همه چیز یه ذره - مطالب احادیث و روایات و حکایات

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

حکایت برنامه نویس

احادیث و روایات و حکایات

یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید 5 دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من 5 دلار به شما می‌دهم. 
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید 5 دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم 50 دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود3 پا دارد و وقتى پائین می‌آید 4 پا؟» برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام
همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.

بالاخره بعد از 3 ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و 50 دلار به او داد. مهندس مودبانه 50 دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟» مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و 5 دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید

غیبت و بدگویی در قران

احادیث و روایات و حکایات

بسم الله الرحمن الرحیم
وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ (1) الَّذِی جَمَعَ مَالاً وَعَدَّدَهُ (2) یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ (3) کَلَّا لَیُنبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ (4) وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْحُطَمَةُ (5) نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (6) الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (7) إِنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ (8) فِی عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ (9)
به نام خداوند بخشنده مهربان
واى بر هر عیبجوى(غیبت کننده) مسخره‏ کننده ‏اى ! (1) همان کس که مال فراوانى جمع‏آورى و شماره کرده (بى‏آنکه مشروع و نامشروع آن را حساب کند)! (2) او گمان مى‏کند که اموالش او را جاودانه مى‏سازد! (3) چنین نیست که مى‏پندارد ؛ بزودى در حُطمه ( آتشى خردکننده) پرتاب مى‏شود! (4) و تو چه مى‏دانى حُطمه‏ چیست؟! (5) آتش برافروخته الهى است، (6) آتشى که از دلها سرمى‏زند (7) این آتش بر آنها فروبسته شده، (8) در ستونهاى کشیده و طولانی (9)
از فوائد خواندن آن:
امام صادق (ع) : و من قرأ «ویل لکل همزة...» فى فریضة من قرائضه نفت عنه الفقر و جلبت علیه الرّزق و تدفع عنه میتة السوء.(299) کسى که سوره «همزه» را در نمازهاى واجب خود بخواند، خدا فقر را از او دور نموده، و رزق و روزى را به سوى او جلب مى کند، و مرگ بد و ناگوار را از او دور مى‏سازد.
شأن نزول سوره همزه :
این سوره درباره پنج طایفه نازل گردیده است: 1ـ عیب جویان 2ـ بدگویان که آبروی مردم را در هم شکنند و شخصیتشان را در خطر اندازند 3ـ سخن چینان و دو بهم زنان 4ـ سرزنش و مسخره کنندگان که با اشاره سر و چشم و با زبان ، مردم را مسخره کنند و زخم زبانشان زنند 5ـ مال و پول پرستانی که به جای خدا ، مال و ثروتشان را بپرستند .
غیبت از منظر روانشناسی:
امی شانون :«وقتی از دست خودمان و آن چه هستیم، رضایت نداریم، گاهی سعی می کنیم اشخاص دیگری را هم پیدا کنیم که بدتر از ماجلوه کنند.این طوری، دیگر ما ته جدول نیستیم و حداقل یکی مانده به آخریم. غیبت، این فرصت را به ما می دهد که شخص مورد نظر را در ذهن دیگران، تا می شود به ته جدول بفرستیم.»
دکتر فرانک مک آندرو معتقد است برای غیبت کردن، هزار و یک علت وجود دارد و بعضی از این علت ها اصلاً بیمارگونه نیستند: «مثلاً وقتی در جمعی نشسته ایم و کسی شروع به غیبت از دیگران می کند، ما هم ممکن است به حکم این که «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» وارد بحث شویم. اساساً آدمیزاد دوست دارد که بخشی از یک جمع و عضوی از یک تیم به حساب بیاید. خیلی از آدم ها همین طوری، احساس مهم بودن می کنند. به علاوه، وقتی اعضای یک جمع، اطلاعات وسوسه کننده ای را با هم به اشتراک می گذارند، احساس صمیمیت در بین اعضای گروه، افزایش می یابد. غیبت کردن از دیگران، این فرصت را به ما می دهد که برای دقایقی هم که شده، خودمان را به کانون توجهات تبدیل کنیم. این احساس «قرار داشتن در کانون توجهات» برای اکثر آدم ها لذت بخش است.» البته دکتر فرانک مک آندروهم در نتیجه گیری نهایی اش تأکید می کند که: هیچ کدام از این حرفها دلیل موجهی برای غیبت کردن نیستند و غیبت، بدون تردید، نشانه ی بارزی از ضعف شخصیتی محسوب می شود.
استیون را برتز، نویسنده و روان شناس، اعتقاد دارد که حسادت، شایع ترین علتی است که باعث می شود آدم ها به غیبت کردن (والبته غیبت های دانسته)بپردازند:«اگر به خاطر محبوبیت، قیافه ی ظاهری، موقعیت مالی، پرستیژ اجتماعی و امثال این ها به کسی حسادت بورزیم، غیبت، وسیله ی خوبی برای مخدوش کردن چهره ی آن شخص خواهد بود. یا اگر کسی بر حقمان بدی کرده باشد، مثلاً پولمان را خورده باشد یا در جمع، ضایعمان کرده باشد و... می شود از غیبت به عنوان سلاحی برای تخریب شخصیت او و انتقام گیری شخصی استفاده کنیم. متأسفانه خیلی از ما این کار را می کنیم.» 
روان شناسان از غیبت به عنوان یک «خشونت ارتباطی» یاد می کنند و آن را نوعی قلدری و زور گیری کلامی می دانند. فرانک آندرو می گوید: «ما با غیبت کردن سعی می کنیم احترام، آبرو، محبوبیت و یا روابط اجتماعی افراد را از آن ها سلب کنیم. به علاوه، غیبت نوعی سعی در جهت حذف فرد غیبت شونده از جمع آشنا است.»
امی شانون نیز اعتقاد دارد که: «وقتی ما غیبت می کنیم، در حقیقت، داریم از اعتمادی که شخص غیبت شونده به ما داشته است، سوءاستفاده می کنیم. مثلاً ما را به حریم زندگی خصوصی اش وارد کرده و یک حرف خصوصی را با ما در میان گذاشته، اما ما داریم در غیاب او بخش هایی منفی از این رابطه ی خصوصی را برای دیگران بازگو می کنیم. واضح ترین تفسیر غیبت، این است که غیبت کننده، شایسته ی اعتماد نیست. این را هرفرد شنونده ای، اگر عاقل باشد، خیلی زود می فهمد.» به نظر امی شانون، حتی اگر گفتن یک چیز خصوصی از زندگی دیگران، از نظر خودمان، بار منفی نداشته باشد، باز هم حق نداریم بخشی از زندگی خصوصی شخص را در حضور دیگران و در غیاب خودش مطرح کنیم. او می گوید: «خصوصی، خصوصی است. چه به نظر شما مهم باشد، چه نباشد.» 
استیون رابرتز نیز بر این باور است که شنونده ی غیبت در واقع به شخصیت خودش توهین می کند: «اگر اجازه بدهید شخصی در حضور شما از شخص دیگری بد گویی بکند، در حقیقت، اجازه داده اید که او برای شما تصمیم بگیرد. چرا که به هرحال، وقتی حرف های او تمام شود، ذهنیت شما تا حدی نسبت به فرد غیبت شونده تغییر پیدا می کند. این یعنی، شخص غیبت کننده در برقراری رابطه و تنظیم سطح رابطه تان با شخص غیبت شونده، به جای شما تصمیم گرفته است. اگر او اشتباه کرده باشد - که شخصیتاً همین انتظار می رود - شما هم به اشتباه می افتید.» 
دکتر فرانک مک آندرو می گوید: «وقتی پشت سر شخصی بدگویی می کنیم، در حقیقت، داریم آبرویش را می بریم. از بین بردن آبروی افراد، آن هم در شرایطی که خودشان حضور ندارند تا از آبرویشان دفاع کنند، درست مثل این است که آن ها را بکشیم. البته غیبت، تیشه به ریشه ی سه نفر می زند. گوینده ی غیبت که به غیبت شونده اجازه نمی دهد تا از خودش دفاع کند، در واقع، دست به ترور شخصیت خودش می زند. شنونده ی غیبت هم که خیلی راحت می تواند بگوید: نه، من نمی خواهم چنین حرف هایی را بشنوم و... و نمی گوید. پس او هم ضعف شخصیت اش را آشکار می کند. پس گوینده و شنونده ی غیبت، پیش از غیبت شونده می میرند.»
روایات متعدد به خوبی نشان می دهد که اگر شخصی گناه کند و مستور باشد، غیبت او جایز نیست. آموزه های دینی توصیه می کنند کسی که می خواهد از غیبت توبه کند، باید از هر دو جهت، تسویه حساب نماید. اول، برای ادای حق الله، طبق قاعده ی عمومی سایر گناهان، توبه کند و دوم، برای ادای حق الناس، از غیبت شونده حلالیت بطلبد. اگر هم دسترسی به غیبت شونده برایش میسر نباشد، باید برای او و گناهانش استغفار کند.
تکنیک هایی برای دوری از غیبت
استیون رابرتز برای پرهیز از غیبت، پیشنهادهای جالبی می دهد که البته به قول خودش، تمام این پیشنهادها به یک پیش فرض احتیاج دارند: باید با خودمان رو راست باشیم.
1-صادقانه از خودمان بپرسیم چرا می خواهیم چنین حرف هایی را بشنویم؟ واقعاً خوشمان می آید چنین حرف هایی را پشت سر خودمان بگویند؟ اگر خود شخص غیبت شونده از این صحبت ها خبر دار بشود، چه احساسی پیدا خواهد کرد؟ آیا این حرف ها آبروی شخص غیبت شونده را به خطر نمی اندازد؟ آیا او را در جمع دوست و فامیل، منزوی نمی کند؟پاسخ به این سؤالات ،کمکتان می کند تصمیم درستی بگیرید. 
2-سخت است، اما سعی کنید وقتی در مقابل تان غیبت می کنند، شنونده نباشید. با یکی دوبار استقامت، بارهای بعدی برایتان آسان تر می شود. می توانید خیلی مؤدبانه به شخص غیبت کننده بگویید: «ببخشید. من نمی خواهم این حرف ها را بشنوم. این کار به نظرم درست نمی آید.» 
3-سعی کنید دیگرانی را که در آن جمع یا در بین دوست و فامیل هستند و مثل شما فکر می کنند، به صحبت و واکنش وادار کنید. کاری کنید که پیدا کردن دو گوش شنوا، برای شخص غیبت کننده هر روز سخت تر و سخت تر شود.
4-اشتباه ترین کار، این است که وقتی مقابل تان غیبت می کنند، کناری بنشینید و بگویید: من فقط یک گوشه نشسته بودم. این، بی گناهی تان را ثابت نمی کند.برعکس، به این معناست که شما هم به همان اندازه مسؤول و مقصرید که شخص غیبت کننده. اگر شما نگذارید که شخص غیبت کننده توجهی را که می خواهد، به دست بیاورد، ممکن است او از ادامه ی حرف هایش منصرف شود. 
5-برای این که حرفتان به غیبت کننده بر نخورد، بهتر است از غیبت کننده هم در خواست کنید که به شما برای اجرای تصمیم و محقق شدن قول و قرار شخصی تان مبنی بر پرهیز از غیبت، کمک کند. سعی کنید لحنتان طوری باشد که به او برنخورد. بهتر است فقط در مورد خودتان صحبت کنید و اصلاً در مقام نصیحت بر نیایید. 
6-اگر در حضورتان غیبت شخص دیگری را کردند، می توانید زیرکانه و به تدریج-والبته محترمانه-مسیر بحث و موضوع صحبت را عوض کنید. 
7-به ریشه ها و علل غیبت فکر کنید. روی آن ها تأمل کنید. شما به کدام یک از آن دلایل، دارید غیبت می کنید؟ به کدام یک از آن دلایل دارید به غیبت گوش می دهید؟ هر وقت خواستید شروع به غیبت کنید، درباره ی علت و ریشه اش با خودتان صادقانه فکر کنید. 
8-روان شناسان، سرسختانه اعتقاد دارند که بسیاری از غیبت ها به دلیل ضعف شخصیتی در غیبت کننده و غیبت شونده اتفاق می افتد و ادامه می یابد. آیا شما واقعاً با چنین مشکلاتی در شخصیت تان دست به گریبان اید؟ از روان شناسان برای حل مشکل شخصیتی تان کمک بخواهید. 
9-وقتی می بینید دارید دوباره غیبت را از سر می گیرید، بلافاصله توجه خودتان را به سمت چیزهای مقدس و روحانی و کلام شخصیت های ارزشمند سوق بدهید. سرشناسان ادیان مختلف درباره ی غیبت ، حرف های تکان دهنده ای زده اند. بهتر است یکی دو تا از این حرف ها را از حفظ کنید و همیشه موقع غیبت، آن ها را به خاطر بیاورید. نام خدا را به زبان بیاورید و از او کمک بخواهید. (منبع: قرآن و اینترنت:سایت همشهری)

صدقه

موفقیت احادیث و روایات و حکایات

سلام دوستان صبحتان بخیر
اگر خواستید روز خوب را تجربه کنید از امروز شروع کنید به صدقه دادن
البته صدقه فقط دادن پول به دیگران نیست بلکه لبخندمهربانتان هم صدقه ای است که از خیلی از بلاها شما را دور نگاه می داردحتی نگاه محبت امیز به پدر و مادر هم صدقه است  
چندتا روایت درباره صدقه برای شما نقل می کنم 

الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ وَ هِیَ أَنْجَحُ دَوَاءً وَ تَدْفَعُ الْقَضَاءَ وَ قَدْ أُبْرِمَ إِبْرَاماً وَ لَا یَذْهَبُ بِالْأَدْوَاءِ إِلَّا الدُّعَاءُ وَ الصَّدَقَة
صدقه بلا را برطرف مى‏ كند و مؤثرترینِ داروست. همچنین، قضاى حتمى را برمى‏ گرداند و درد و بیمارى‏ ها را چیزى جز دعا و صدقه از بین نمى ‏برد.
بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 93، ص 137، ح 71

عبدالله بن سنان قال : قال ابو عبدالله (علیه السلام ) داووا مرضاكم بالصدقة و ادفعوا البلاء بالدعاء و استنزلوا الرزق بالصدقة فانها تفك من بین لحى سبعمائة شیطان و لیس شى ء اثقل على الشیطان من الصدقة على المومن و هى تقع فى ید الرب تبارك و تعالى قبل ان تقع فى ید العبد.(2) 
حضرت صادق (علیه السلام ) فرمود مریضهاى خود را با صدقه معالجه كنید و با دعا و نیایش بلا را جلوگیرى نمائید. به وسیله صدقه روزى را به طرف خود كشیده پائین آورید زیرا صدقه از بین چانه هفتاد شیطان خلاص مى شود (یعنى شیطان پیوسته مانع انجام صدقه هستند) هیچ چیز بر شیطان سنگین تر از صدقه بر مومن نیست . قبل از آنكه صدقه داخل در دست سائل شود به دست خدا مى رسد (یعنى مورد قبول او واقع مى شود.)

صَدَقَةٌ یُحِبُّهَا اللّه‏ُ: إِصلاحٌ بَینَ النّاسِ إِذا تَفاسَدوا، وَتَقارُبٌ بَینَهُم إِذا تَباعَدوا؛

صدقه اى كه خداوند آن را دوست دارد عبارت است از: اصلاح میان مردم هرگاه رابطه‏شان تیره شد و نزدیك كردن آنها به یكدیگر هرگاه از هم دور شدند.

كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص209، ح1


ثَلاثَةٌ اُقسِمُ بِاللّه‏ِ أَنَّهَا الحَقُّ ما نَقَصَ مالٌ مِن صَدَقَةٍ و َلا زَكاةٍ وَ لا ظُلِمَ أَحَدٌ بِظَلامَةٍ فَقَدَرَ أَن یُكافِئَ بِها فَكَظَمَها إِلاّ أَبدَ لَهُ اللّه‏ُ مَكانَها عِزّا و َلا فَتَحَ عَبدٌ عَلى نَفسِهِ بابَ مَسأَلَةٍ إِلاّ فُتِحَ عَلَیهِ بابُ فَقرٍ؛

به خدا قسم سه چیز حق است: هیچ ثروتى بر اثر پرداخت صدقه و زكات كم نشد، در حق هیچ كس ستمى نشد كه بتواند تلافى كند، اما خویشتندارى نمود مگر این كه خداوند بجاى آن به او عزت بخشید و هیچ بنده ‏اى درِ خواهشى را به روى خود نگشود مگر این كه درى از فقر به رویش باز شد.

 بحارالأنوار(ط-بیروت) ج 75، ص209، ح79


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:


صَنائِعُ المَعروفِ تَقی مَصارِعَ السّوءِ... وكُلُّ مَعروفٍ صَدَقَةٌ؛

كارهاى نیك، جلوى حوادث بد را می‌گیرند... و هر كار نیكى، صدقه است.

الأمالی للطوسی: 603 / 1249 / خیر و برکت از نگاه قرآن و حدیث: ج1 ص292

از رحمت بی انتها خدا نا امید نشوید

احادیث و روایات و حکایات

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای  بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده  و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟ آنها جواب دادن، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!

وقتی که اوضاع خراب می شود ، نا امید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم ، چون حتی در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.

 

                                                                                                                    گرد آوری : پروین عابدینی