تبلیغات
مطالب متنوع از همه جا - مطالب احادیث و روایات و حکایات

درباره سایت

در این وب سعی شده مطالب متنوع در موضوعات مذهبی و.. گرداوری شود .
با تشکر

آدرس وب خودتان :

www.jalalsa.ir

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

عاقبت سحر و جادو

احادیث و روایات و حکایات

 کسی که وارد مقوله سِحر و جادو می‌شود از هم اکنون خود را برای آتشی که دامنه‌اش فراگیر است آماده کند چرا که مَتاع ناچیزی مثل از هم پاشیدن زندگی یک زن و مرد را در دنیا بدست می آورد و  بهشت همیشگی را از دست می دهد  و عذاب آتش درد آور را به جان می‌خرد. مسلماً اگر انسان بداند این بد معامله‌ای است که با جان خود می‌کند حقیقتا ما انسان‌ها در گِرو کردار خودمان هستیم (سوره مدثر آیه 38 ) حتی باید پاسخگوی آثار اعمال زشت خود هم باشیم مثلا اگر کسی با سحر و جادو زندگی زیبای یک زوج جوان را به هم بریزد و آنها از هم جدا شوند و هر کدام راه فساد را بروند و یا فرزندان طلاق آنها بخاطر عدم تربیت صحیح مُفسدِ فی‌الارض شوند شخص جادوگر باید بار گناه همه آنها را به دوش بکشد بدون اینکه از بار گناه آنها کاسته شود.

عاقبت ساحر
تجربه تاریخ حیات انسان این حقیقت را به اثبات رسانیده و آیات قرآن و روایات هم آن را تأیید مى‏كند كه هیچ خلاف‏كارى و عصیان‏گرى، و ستم پیشه‏اى كه یكى از مصادیق آنها ساحر و جادوگر است عاقبت به خیر نشده، و زندگى بى‏دغدغه‏اى نداشته و نهایتاً دچار خسارت‏هاى دنیائى و آخرتى شده و گوى سعادت را از دست داده و به ویژه خود را در آخرت از هر گونه بهره و نصیب الهى و بهشتى محروم نموده است، و با این عمل زشت و كار ناپسندش خود را به عذاب ابد و دوزخ همیشگى فروخته است، چنان كه قرآن مى‏فرماید:
«ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا یَعْلَمُونَ»  ؛ (براى ساحر و جادوگر) در آخرت هیچ نصیبى نیست، و یقیناً بد چیزى است آنچه خود را به آن فروختند اگر آگاهى و معرفت مى‏داشتند.
بالاخره اینکه از نظر فقهی تعلیم و تعلم سحر - به جز برای بی اثر کردن سحر ساحران - حرام است.
آیت الله فاضل : اصل سحر و جادو و مراجعه به ساحر و جادوگر برای این امور حرام است و درآمدی هم که از این طریق کسب شود حرام است ولی مراجعه برای بطلان و بی اثر کردن سحر اشکال ندارد. (جامع المسائل آیت الله فاضل، س 961).
آیت الله خامنه ای: علم سحر و یاد گرفتن آن حرام است مگر آن که به منظور غرض عقلایی مشروع باشد. (اجوبه الاستفتاآت، ص445)
 
باز بودن راه توبه بر ساحر
سحر و جادوگرى از گناهانى نیست كه توبه نداشته باشد و راه جبران به رویش باز نباشد، و حضرت حق هم به مقتضاى كرم و لطف و احسان و رحمتش توبه ساحر را مى‏پذیرد و او را مورد عفو و مغفرت قرار مى‏دهد.
خداوندا! ای کسی که برگ درختان بدون اذن تو از درخت جدا نمی‌شود ما را از شَرِّ شیطان و پیروان شیطان و هر کاری که آخرت ما را تهدید می‌کند حفظ بفرما (التماس دعا )

گنجیشک و اتش

احادیث و روایات و حکایات

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست
 
و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و…

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است !

و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم

اما آن هنگام که خداوند می پرسد :

زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدهم : هر آنچه از من بر می آمد!

دعا کردن

احادیث و روایات و حکایات

بعضی کارها که انجام می دهیم نیاز به دعا دیگران ندارد و بعضی از کارها هم نیاز به نفرین کردن ندارد بلکه خود کار موجب ان می شود همانطور که گفته شده در عالم دیگر اعمال ما هستند که حاصل ان بهشت یا جهنم می شوند مثلا به حکایت زیردقت کنید :

فردی چند گردو به رهگذری داد و گفت : بشکن و بخور و برای من دعا کن !
رهگذر گردوها را شکست ولی دعا نکرد .
آن مرد گفت: گردوها را میخوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم !
رهگذر گفت:

«مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!

علت لعن و نفرین در زیارت عاشورا

احادیث و روایات و حکایات

همسو با قرآن

برخى از روشن‏فكر نماها در مورد زیارت عاشورا از نظر محتوا تردید كرده گفته‏اند : در زیارت عاشورا افرادى به نام و افرادى به وصف لعن شده‏اند ، در حالى كه پیشوایان ما اهل لعن نبودند ! ! در پاسخ باید گفت :آیا پیشوایان ما راهى به جز راه قرآن مى‏پیمودند ؟ آیا قرآن كریم افرادى را به اسم و افرادى را به وصف لعن نكرده است ؟ در قرآن كریم 37 بار واژه لعن به خدا نسبت داده شده ، به افراد و گروه‏هایى چون : ابلیس ، كافران ، دروغگویان و ستمگران لعن شده است .[5] در موردى لعن کردن به حضرت داود و حضرت عیسى[6] و در مواردى به فرشتگان و دیگران نسبت داده شده است .[7]

همسو با سنّت

بر اساس روایات معتبر كه در كتب اهل سنّت به سند صحیح رسیده ، پیامبر اكرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و‏آله ‏وسلم افرادى را به نام و افرادى را به وصف لعن كرده ، كه از آن جمله است :
1 . حكم بن ابى ‏العاص ، كه پیامبر او را و نسلش را لعن كرد .[8]
2 . ابوسفیان ، كه معاویه دستش را گرفته از مسجد بیرون برد ، پیامبر اكرم فرمود : خداوند پیرو و پیشرو را لعنت كند .[9]
3. معاویه ، كه ابوذر به وى گفت : از پیامبر شنیدم كه ترا لعن كرد .[10]
4 . مروان بن حكم ، كه عایشه گفت : از پیامبر شنیدم كه فرمود : منظور از « شجره ملعونه » در قران : پدرت حكم و پدر بزرگت : ابوالعاص مى‏باشد .[11] پس محتواى زیارت عاشورا كه لعن به ستمگران ، خاندان ابوسفیان ، خاندان مروان ، خاندان زیاد و دیگر ستمگران مى‏باشد ، دقیقاً با قرآن كریم و سیره پیامبر اكرم (ص)منطبق مى‏باشد .


منبع و لینک منبع:http://montaghem.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=53&Itemid=77 

دعای مستجاب

احادیث و روایات و حکایات

امام صادق (علیه السلام): «ثَلاثُ دعوات لا یحجُبنَ عَنِ اللهِ تَعالی: دُعاءُ الوالِدِ لِوَلَدِه إِذا بَرَّهُ و دعوتُهُ علیهِ إذا عَقَّهُ ، و دعاءُ المظلومِ علی ظالِمه و دعاؤُهُ لمن اِنتَصَر لهُ مِنهُ ، و رجلٌ مؤمنٌ دَعا لِاخٍ لَه مؤمنٌ واساهُ فینا ، و دعاؤُه علیه إذا لم یُواسهُ مع القدرةُ علیه ، و اِضطرارُ أخیه إلیه ؛

سه دعاست که از پروردگار در حجاب نمی‌ماند و قطعاً مستجاب می‌گردد: (نخست) دعای پدر و مادر در حق فرزندی که نسبت به والدین خود نیکوکار باشد؛ و دعای ایشان آنگاه که در حق فرزند نفرین نماید. (دوم) نفرین مظلوم نسبت به ظالم، و دعای او (مظلوم) در حق کسی که انتقام وی را از ستمگر بستاند و (سوم) دعای مومن آنگاه که دعای مرد مؤمن در حق برادر مؤمن خود که به خاطر ما، او را کمک مالی کرده باشد و نفرین او در حق برادرش که به وی محتاج شده و او می توانسته است نیازش را برطرف سازد و نکرده است » 

شفا با خاک امام حسین

احادیث و روایات و حکایات

از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که می فرمودند: خاک قبر امام حسین علیه السلام شفاء از هر دردی است و امان از هر خوف و اضطرابی است، البته برای کسی که با این نیت و عقیده آن را بگیرد.[2]
***
از امام صادق (علیه السلام) پرسیده شد که چگونه است که انسانی از خاک قبر امام حسین علیه السلام استفاده می کند و نتیجه می گیرد و شخصی دیگری از خاک استفاده می کند ولی نتیجه نمی گیرد حضرت فرمودند قسم به خدائی که غیر از او کسی نیست هیچ کس از تربت امام حسین علیه السلام استفاده نکرده در حالی که «عقیده داشته» که خدا به وسیله آن نفع می دهد مگر اینکه نتیجه گرفته. [3]
ابوبکر حضرمى از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است: اگر مریضى از مومنین که حق و حرمت امام حسین علیه السلام را بشناسد به اندازه سر انگشتى از خاک قبرش بردارد براى او دواء و شفاست.[4]


2. وسائل الشیعه، ج 10، ص 411 ؛ عَنْ جابربن یزید الجعفی قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدِبْنِ علی علیه السَّلَامُ یقول : طین قَبْرِ الحسین علیه السَّلَامُ شِفَاءٌ مِنْ کل دَاءٍ وَ أَمَانٌ مِنْ کل خَوْفٍ وَ هولمَن أَخَذَلَهُ
3. مکارم الاخلاق، ص 167؛ سئل عن الصادق علیه السلام یأخذ الأنسان من طین قبر الحسین علیه السلام فینتفع به و یأخذه غیره و لاینتفع به قال و اللّه الذی لا اله الاّ هو ما أخذه احد و هو یری ان اللّه عزوجل ینفعه به الاّ ینفعه.
4. کامل الزیارات، ص465؛ وَ رَوَى أَبُو بَکْرٍ الْحَضْرَمِیُّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ لَوْ أَنَّ مَرِیضاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ یَعْرِفُ حَقَّ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ حُرْمَتَهُ أَخَذَ لَهُ مِنْ طِینِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام مِثْلَ رَأْسِ الْأَنْمُلَةِ کَانَ لَهُ دَوَاءً وَ شِفَاء.

منبع: وبلاگ زندگی آرام، پرشین بلاگ دات آی آر

داشتن اسم اعظم

احادیث و روایات و حکایات

کایت عرفانی زیر به نقل از :

کتاب در محضر لاهوتیان ، زندگینامه ، شیوه سلوکی و کرامات عارف بصیر و سالک خبیر حضرت جعفر آقای مجتهدی به نوشته محمدعلی مجاهدی (پروانه) می باشد .

محرم اسرار بودن قابلیت می خواهد

روزی در خدمت حضرت جعفر آقای مجتهدی بودم و شخصی به اصرار از ایشان می خواست تا راز دستیابی به           " مستحصله جفر" را برای او بیان کنند و ایشان به او می گفتند :

گیرم که این راز برای تو آشکار شد و توانستی به مدد آن به پاسخ هر سؤالی که می خواهی برسی، آیا فکر نمی کنی که دستیابی به این راز کف نفس می طلبد؟! آیا در خود این قدرت را می بینی که در صورت واقف شدن به این راز، از آن استفاده نکنی و یا با طرح برخی از سؤالات موجبات آزار و تشویش خاطر بندگان خدا را فراهم نسازی و آن را سرمایه دکانداری خود قرار ندهی؟! من که در شما این آمادگی را نمی بینم!

پس از رفتن آن شخص حضرت آقای مجتهدی فرمودند :

اینها از تسویلات نفس غافلند و نمی دانند که جهل به بعضی از مسائل برای آنها در حکم نعمت است! ائمه اطهار فقط برای اصحاب خاص خود برخی از اسرار را در حد مرتبه ای که داشتند فاش می کردند ، اینها مسائلی نیست که در کوچه و بازار بر سر زبان ها بیفتد و در امور مادی از آنها استفاده شود! سپس این ماجرا را تعریف کردند :

مردی از دوستان امام صادق در طلب یافتن " اسم اعظم " بود و هر روز به خدمت آن حضرت شرفیاب می شد و از امام معصوم می خواست تا حرفی از حروف اسم اعظم را به او تعلیم دهد، ولی  امام صادق( ع) او را از این امر بر حذر می داشت و می فرمود : هنوز قابلیت و ظرفیت لازم را پیدا نکرده ای! ولی آن مرد دست بردار نبود و هر روز خواسته خود را تکرار می کرد!

روزی امام صادق به او فرمودند :

امروز مقارن ظهر ، به خارج از شهر می روی و در کنار پلی که آنجا هست می نشینی ، صحنه ای را در آنجا خواهی دید که باید بیایی و برای من بازگو کنی.

آن مرد دستور امام را اطاعت کرد و به محل موعود رفت. چیزی از توقف او نگذشته بود که مشاهده کرد پیر مرد قد خمیده ای با پشته ی نسبتا ً بزرگی از خار و خاشاک آهسته آهسته به آن پل نزدیک شد و با زحمت بسیار، دو سوم از درازی پل را طی کرد. در همان اثنا مرد جوانی تازیانه بدست و سوار بر اسب از طرف مقابل قصد عبور از پل را داشت و آن پل بخاطر عرض کوتاه پل نمی توانست در آن ِ واحد دو رهگذر پیاده و سواره را از خود عبور بدهد.

جوان سوار به آن مرد کهنسال نهیب می زد که راه آمده را برگردد تا او از پل عبور کند! و پیرمرد به او می گفت که من دوسوم پل را پشت سر گذاشته ام و با این بار سنگین و ضعف جسمانی انصاف نیست که از من چنین توقعی داشته باشی بلکه انصاف حکم می کند که تو بخاطر جوانی و سوار بر اسب بودنت فاصله کوتاهی را که آمده ای بازگردی و راه را بر من سد نکنی.

جوان مغرور با شنیدن سخن پیر مرد، او را به تازیانه می گیرد و با نواختن ضربات پی در پی او را به عقب نشینی از پل وا می دارد! پیرمرد پس از رفتن سوار، دوباره با کوله بار سنگینی که بر دوش داشته راه رفته را مجددا ً طی می کند و پس از عبور از پل به طرف خیمه ای که در آن حوالی بوه رهسپار می شود.

 آن مرد که ستم آشکار جوان سوار را بر آن مرد سالخورده می بیند به محضر امام شرفیاب می شود و ماجرا را با ناراحتی برای حضرت تعریف می کند.

 امام از او می پرسند : اگر تو حرفی از حروف اسم اعظم را می دانستی با آن جوان سرکش و مغرور چه می کردی؟

عرض می کند : به سختی ادبش می کردم به گونه ای که تا پایان عمر آن را فراموش نکند!

امام فرمود : آن مرد سالخورده خارکنی را که دیدی از اصحاب سری ما بود و از اسم اعظم هم نصیب داشت ولی از آن برای مقابله با آن جوان استفاده نکرد و قابلیت خود را برای چندمین بار به اثبات رسانید!

آن مرد وقتی که از حقیقت امر آگاهی یافت، به خواسته نابجای خود از امام پی برد و از آن پس درصدد تزکیه نفس برآمد و دیگر در مورد اسم اعظم با امام سخنی نگفت و دریافت که اگر قابلیت شنیدن اسرار را داشته باشد، از او مضایقه نخواهند کرد.

حکایت اخلاص

احادیث و روایات و حکایات

گویند : در بنی اسرائیل عابدی بود ، شنید در آن نزدیکی درختی است که مردم آن را می پرستند ! عابد در خشم شد و از بهر خدا و تعصب در دین تبر بر دوش نهاد و رفت که درخت را ببرد ! ابلیس به صورت پیری بر او ظاهر شد و پرسید کجا می روی ؟ گفت : برای بریدن فلان درخت ، ابلیس گفت : برو به کار عبادتت مشغول باش ، تو را چه کار به این کار ؟ عابد سخت بر او آویخت و او را بر زمین زد و بر سینه او بنشست ، ابلیس گفت : دست از من بدار تا تو را سخنی نیکو گویم ، دست از وی بداشت ، ابلیس گفت : این کار ، کار پیغمبران است نه تو ! عابد گفت : من از این کار بازنگردم و دوباره با ابلیس دست به یقه شد و او را به زمین زد . بار سوم ابلیس گفت : تو مردی درویش هستی این کار را به دیگران واگذار ، من روزی دو دینار زیر بالین تو گذارم که هم هزینه خود کنی و هم به دیگر عابدان دهی ، عابد پیش خود گفت : یک دینار آن صدقه دهم و دینار دیگر خود به کار برم و این کار بهتر از درخت برکندن است که مرا بدان نفرموده اند و من پیغمبر نیستم !
دیگر روز دو دینار زیر بالین خود دید و برگرفت ! تا روز سوم که هیچ دیناری بر بالین خود ندید ، تبر برداشت و عازم بریدن درخت شد . ابلیس در راه رسید و به او گفت : ای مرد این کار ، کار تو نیست و باهم در آویختند ، ابلیس او را بر زمین زد و بر سینه او نشست ، عابد پرسید : چه شد که آن دوبار من تو را بر زمین زدم و این بار درماندم ؟ گفت : آن دوبار بهر خدا درآویختی و این بار بهر دینار ! اول برای خدا به اخلاص آمدی و از جهت دین خدا خشم گرفتی ، خداوند تو را نیرومند ساخت ، اکنون بهر طمع خویش آمدی و از بهر دنیا خشم گرفتی و پیرو هوای نفس خود شدی ، لاجرم ناتوان شدی !
از مصطفی (ص) پرسیدند اخلاص چیست ؟ گفت : اینکه گویی : پروردگار من خدای یگانه است ، پس از آن در آنچه مأمور شدی پایمردی کنی !
 
      برگرفته از کتاب کشف الاسرار اثر خواجه عبداله انصاری
        گرد آوری : طلایه محتشمی

عظمت خدا

احادیث و روایات و حکایات

تنها بازمانده یک کشتی شکسته به جزیره کوچک خالی از سکنه ای افتاد.او با دلی لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال یاری رسانی از نظر می گذراند کسی نمی آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه ای  بسازد تا خود را از عوامل زیان بار محافظت کند و دارایی های اندکش را در آن نگه دارد.اما روزی که برای جستجوی غذا بیرون رفته بود ، به هنگام برگشت دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. متأسفانه بدترین اتفاق ممکن افتاده  و همه چیز از دست رفته بود.

از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فریاد زد: خدایا چطور راضی شدی با من چنین کاری کنی؟

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید.کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد.

مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسید : شما از کجا فهمیدید من در اینجا هستم؟ آنها جواب دادن، ما متوجه علائمی که با دود می دادی شدیم!

وقتی که اوضاع خراب می شود ، نا امید شدن آسان است ولی ما نباید دلمان را ببازیم ، چون حتی در میان درد و رنج، دست خدا در کار زندگی مان است.

پس به یاد داشته باش دفعه دیگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهای برخاسته از آن علائمی باشد که عظمت و بزرگی خدا را به کمک می خواند.

 
     گرد آوری : پروین عابدینی

 

راه رسیدن به هدف

احادیث و روایات و حکایات

لَا أَفْلَحَ قَوْمٌ اشْتَرَوْا مَرْضَاةَ الْمَخْلُوقِ بِسَخَطِ الْخَالِق‏

رستگـار نمی شوند مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد.
بحارالانوار(ط-بیروت) ج 44 ، ص 383


مَنِ الْتَمَسَ رِضَى اللّه‏ِ بِسَخَطِ النّاسِ رَضىَ اللّه‏ُ عَنْهُ وَ اَرْضى عَنْهُ النّاسَ وَ مَنِ الْتَمَسَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللّه‏ِ سَخِطَ اللّه‏ُ عَلَیْهِ وَ اَسْخَطَ عَلَیْهِ النّاسَ؛
هر كس رضاى خدا به خشم مردم جوید، خداوند از او خشنود شود و مردم را از او خشنود كند و هر كس رضاى مردم را به خشم خدا جوید، خداوند بر او خشم گیرد و مردم را از او خشمگین كند.

نهج الفصاحه ص 729 ، ح 2783


مَن طَلَبَ رِضَی الناسِ بِسَخَطَ اللهِ وَکَّلَهُ اللهُ إلی الناسِ؛
کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند شود، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

امالی(صدوق) ص 201 ، ح 11 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 126
مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ
کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود .