تبلیغات
از همه چیز یه ذره - مطالب احادیث و روایات و حکایات

درباره سایت

بایگانی

نویسندگان

پیوندها

تصاویر برگزیده

آمار بازدید

  • بازدید کل:

  • بازدید امروز:

  • بازدید دیروز:

  • بازدید ماه قبل:

  • بازدید این ماه:

  • تعداد مطالب:

  • نویسندگان:

/*t

لبیک یا حسین

احادیث و روایات و حکایات

خــودم آس..""
رفیــقام خاص""
دنیــا مال ماست""
چــــــــــــون جد در جدم شیعه مولاست""
دلمون دریــاس""
چــــــون دلــمون عاشقه اباعبدالله ست(ع)
ســرمون بالاست""
چــــــون بالا سرمون خداست پرچممونم بالاست""
افتخارمون به پیرهن مشکے حضرت زهراست(س)
هیئتمون همیشه بر پاست""
این پیغام بچه شیعه ها به کل دنیاست...
لبیــــــک یاحسیـــــن(ع)

عجب ترسناک ترین گناه

احادیث و روایات و حکایات

عجب عبارت است از:بزرگ شمردن عمل صالح و زیاد شمردن آن و مسرور و خوشحال شدن به عمل خود و خود را از حد تقصیر خارج دانستن و به جایی رسد که بر خدای تعالی منت گذارد.از جمله گناهان قلبی و بیماری های درونی است.حقیقت عجب آن است که شخص خود را بدون عیب و نقص بداند و از این که در کمال و نعمت است خود را بزرگ پندارد و گمان کند که این کمال از خودش است نه از خداوند و به این مسأله تکیه کند و شاد باشد و فکر کند که این نعمت زایل شدنی نیست؛مثلا عبادت می کند و عبادت را از همت خود می داند نه توفیقی که از جانب خدا پیدا کرده و می پندارد کار بزرگی انجام داده است

ولی مومن هر گاه صفت نیکویی در خود دید آن را از عنایات خداوندی می داند که می تواند هر وقت خواست از او بستاند، در این صورت فخر نمی فروشد.پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:اگر هیچ گناهی نکنید برای شما می ترسم از چیزی که بدتر از معصیت است و آن عجب است.(1)

عجب گناهی است که تخم آن کفر است و زمین آن نفاق است و آب آن فساد و شاخه های آن جهل و نادانی و برگ آن ضلالت و گمراهی ومیوه ی آن لعنت و خلود در آتش جهنم.پس هر کس عجب کند تخم را پاشیده و حتما میوه آن را خواهد چید.(2)کسی که به عجب دچار شده، به پند و نصیحت کسی گوش نمی دهد، بلکه به دیگران به دیده ی حقارت و جهالت می نگرد؛ در حالی که اگر از این صفت زشت دست بردارد و سخنان حکیمانه دیگران را گوش دهد و از نور قرآن بهره بگیرد واز علمای دین استفاده کند و به تحصیل دانش بپردازد به حق و حقیقت خواهد رسید. از بزرگ ترین آفات عجب این است که شخص کمتر می کوشد به خیال این که با همین اعمال به جایی رسیده و رستگار شده در حالی که این بی توجهی به دانش او را به هلاکت می اندازد.امام صادق علیه السلام فرمود:عالمی نزد عابدی رفت به او گفت:نماز خواندنت چگونه است؟ عابد گفت:مانند منی را از نمازش می پرسند در صورتی که من از فلان زمان تا فلان وقت عبادت خدا می کنم.عالم گفت:گریه کردنت چگونه است؟ گفت:چنان می گریم که اشک هایم روان می شود.عالم گفت:همانا اگر خنده کنی و ترسان باشی بهتر است از این که گریه کنی و ببالی.هر که به خود ببالد چیزی از عملش بالا نرود و پذیرفته نمی شود.(3)رسول خدا صلی الله علیه واله در این باره می فرماید:سه چیز موجب هلاکت است:حرص دایمی؛ خواهش نفسانی؛ و عجب و خود بینی.(4)خداوند به داوود علیه السلام وحی نمود که مژده ده گناهکاران را بترسان صدیقان را عرض کرد:چگونه عاصیان را مژده دهم و مطیعان را بترسانم؟ فرمود: عاصیان را مژده بده که من توبه را قبول می کنم و گناه را عفو و صدیقان را بترسان که به اعمال خود عجب نکنند.

علامه مجلسی در معنای عجب چنین فرموده:عجب آن است که کار خوب خود را بزرگ شمارد و بدان خرم باشد و بنازد و خود را بی تقصیر شمارد، ولی خرسندی به انجام کار خیر و شکر گزاری از خدا به توفیق دادن برای آن و در خواست فزونی آن، عجب نیست، بلکه خوب است

.امیر مؤمنان می فرماید:من دخله العجب هلک ؛ کسی که عجب در او راه پیدا کند هلاک شود. صورت این سرور، در برزخ و بعد از مرگ، وحشت سختی است که هیچ حشتی شبیه آن نیست.یکی از عیوب عجب آن است که به بندگان خدا به نظر حقارت می نگرد و اعمال مردم را ناچیز می شمرد گرچه از اعمال خودش بهتر باشد و دیگر این که انسان را به ریا وا می دارد

منبع:http://anjoman.tebyan.net/newindex.aspx?pid=17257&threadID=401655

قضاوت درباره دیگران

احادیث و روایات و حکایات

ما در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا هستیم. یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!

بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمین? اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعد? غذایی‌اش را ندارد. در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.

دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود. به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. هم? این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.

آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی میز مانده است

سقوط انسانیت

احادیث و روایات و حکایات

 واقعا انسانیت در این جامعه تا چه اندازه پایین امده نه تنها دشمن بلکه خودی ها هم ......
دیگر صحبت از شوخی نیست بلکه 
مطابق با آنچه در فضای مجازی منتشر شده و ظاهراً در حال باب شدن است، این روزها برخی جوان‌های موتورسوار به قصد شوخی، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می‌پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست که شوک به این دختران وارد می‌شود، عوارض روحی وارده، کمتر از یک قربان اسیدپاشی نباشد.
همزمان با ماجرای اسیدپاشی در اصفهان، یک مزاحمت خیابانی بسیار تکان‌دهنده توسط برخی جوان‌ها تحت عنوان شوخی باب شده که آثار روانی‌اش در لحظات اولیه کمتر از اسیدپاشی نیست؛ اتفاقی که نشان می‌دهد ساحت اخلاق تا چه میزان نزد برخی تنزل یافته که شنیع‌ترین و ترسناک‌ترین اتفاقات را دستمایه تفریح می‌کنند.

به گزارش «تابناک»، اسیدپاشی‌‌ به برخی زنان در اصفهان و تکرار این حرکت غیرانسانی طی روزهای اخیر منجر به ایجاد نگرانی‌ها برای زنان و به طور زنان اصفهانی شده و طبیعتاً این نگرانی‌ها تا زمان دستگیری عامل یا عاملان اصلی این حوادث و مشخص شدن انگیزه عامل یا عاملان و هدایت‌گر یا هدایت گران این عملیات وحشیانه ادامه خواهد داشت.

این اتفاق بی‌سابقه واکنش‌های وسیعی در سطح افکارعمومی و همچنین در سطح مسئولان امر در پی داشته و مسئولان انتظامی و قضایی نسبت به برخورد شدید با عاملان این حادثه هشدار دادند و حتی وقوع این حوادث منجر به طرح مباحثی شد که آیا تلاش‌ها برای بخشش اسیدپاش‌های موردی سال‌های پیشین که عمدتاً با انگیزه‌های شخصی صورت می‌پذیرفت توسط قربانی، درست بوده یا باید قصاص صورت می‌گرفت؟

در این میان اما مطابق با رویه معمول، این موضوع نیز برای عده‌ای دستمایه شوخی شد و برخی در فضای مجازی اقدام به لطیفه‌سازی درباره این واقعه تلخ کردند تا چند صباحی با این موضوع خوش باشند که نهایت عدم درک فاجعه‌ای است که برای گروهی از دختران جوان رخ داده و چالشی بزرگ پیرامون رعایت حداقل اصول اخلاقی است؛ رویکردی که پیش این نیز در قبال برخی حوادث شاهدش بودیم و مشخصاً در ماجرای سقوط هواپیمای آنتونف نیز به شوخی گرفتن فاجعه رخ داده را به نظاره نشستیم.

 این حرکت به اندازه اسیدپاشی غیراخلاقی‎‌ و غیرانسانی‌ نیست؟

این نوع رودررویی با حوادثی که تالم و تاثر خاطر عمومی را در پی دارد، البته به صورت موردی در قبال حوادث مشابه برخی کشورهای دیگر نیز مشاهده می‌شود اما معمولاً آنچه دستمایه نقد قرار می‌گیرد، عملکرد مسئولان است و نه خودِ فاجعه و در واقع این درک وجود دارد که حادثه دیدگان و وابستگانش نیز به فضاهای مجازی دسترسی دارند و چنین برخورد سبک‌سرانه‌ای با آنچه بر سر آنها آمده، روح آنها را بیش از گذشته خواهد آزرد.

با این حال در ماجرای اسید، ماجرا از لطیفه سازی فراتر رفت و اتفاق بدتری رقم خورد. مطابق با آنچه در فضای مجازی منتشر شده و ظاهراً در حال باب شدن است، این روزها برخی جوان‌های موتورسوار به قصد شوخی، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می‌پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست که شوک به این دختران وارد می‌شود، عوارض روحی وارده، کمتر از یک قربان اسیدپاشی نباشد.

از این منظر این نوع مردم آزاری برخی موتورسوارها که به اشتباه برخی عنوان شوخی را بر آن گذاشته‌‍اند، یکی از بدترین رفتارهای ضداخلاقی است و مرزهای بی‌اخلاقی را به منتهی الیه ممکن سوق داده‌ و از این منظر باید برخورد جدی با چنین رفتارهایی داشت تا حداقل مسائل حساس و التهاب آور در جامعه بازیچه برخی برای خوش‌گذرانی قرار نگیرد و در واقع شاید بتوان گفت چنین حرکتی به ذات به اندازه اصل ماجرای اسیدپاشی غیراخلاقی است.

در این میان باید به این پرسش نیز پاسخ گفت که در ساحت اخلاقی‌مان چه اتفاقی افتاده که شاهد شوخی کلامی و نوشتاری در مواجهه با رفتارهایی نظیر اسیدپاشی برخی اشخاص مجهول الهویه و سپس تبدیل شوخی‌های کلامی به شوخی‌های فیزیکی شبیه به عمل اسیدپاشی هستیم و از «مرز سکته بردن مردم» خشنودیم؟ شاید باید این پرسش را همان روز پاسخ می‌دادیم که برخی در روزهای پایانی سال زیر پای مردم ترقه می‌انداختند.

اماده ظهور شو

احادیث و روایات و حکایات

  باسلام وصلوات برمحمد وآل محمد 
درود وسلام بردوستان واهالی حرف دل 

پیر دیر و قافله سالار وادی ایمن ،شاهد جمال ربوبی ، مرشد بی بدیل وادی عشق جرعه نوش ساقی کوثرشهید تشنه کویر محبت مرحوم واصل حاج محمد اسماعیل خان احمد دولابی، در تعبیری زیبا از وظایف منتظران در دوران غیبت می‌فرماید: 

پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم.

خودش هم رفت پشت پرده. از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند ... 

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی. یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید.

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم. 

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد .
هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد. می‌دانست که آقاش همین ‌جاست. 
توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم.

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود، وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد.

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود، کلی چیز گیرش آمد.
زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش.
شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش. 
نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن.
خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید.

اللهم عجل لولیک الفرج

خوشرویی

احادیث و روایات و حکایات

عـَنـْهُ عـَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ثَلَاثٌ مَنْ أَتَى اللَّهَ بـِوَاحـِدَةٍ مـِنـْهـُنَّ أَوْجـَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ
اصول كافى ج : 3 ص : 161 روایة :2
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (ع ) فـرمود: سه چیز است كه هر كه یكى از آنها را نزد خدا برد، خدابهشت را بـراى او واجب كند: انفاق در حال تنگدستى و خوشروئى براى همه مردم و انصاف دادن از خود (یعنى حق را بگوید اگرچه بر زیان او باشد).

عـَلِیُّ بـْنُ إِبـْرَاهـِیـمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبـِی جَعْفَرٍ ع قَالَ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ ص رَجُلٌ فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِى فَكَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ الْقَ أَخَاكَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ
اصول كافى ج : 3 ص : 161 روایة :3
ترجمه روایت شریفه :
امـام صـادق (ع ) فـرمـود: مـردى خـدمـت رسـولخدا صلى الله علیه و آله آمد و عرضكرد: یا رسـول الله مـرا سفارشى كن ، از جمله سفارشات پیغمبر باو این بود كه برادرت را با چهره باز ملاقات كن .

عـَنـْهُ عـَنِ ابـْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا حَدُّ حُسْنِ الْخُلُقِ قَالَ تُلِینُ جَنَاحَكَ وَ تُطِیبُ كَلَامَكَ وَ تَلْقَى أَخَاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ
اصول كافى ج : 3 ص : 162 روایة :4
ترجمه روایت شریفه :
یـكـى از اصحاب گوید بامام صادق (ع ) عرضكرد: اندازه حسن خلق چیست ؟ فرمود: اینكه فروتنى كنى و خوش سخن باشى و برادرت را با خوشروئى برخورد كنى .

عـَنـْهُ عـَنْ أَبـِیـهِ عـَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ فُضَیْلٍ قَالَ صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنُ الْبِشْرِ یـَكـْسِبَانِ الْمَحَبَّةَ وَ یُدْخِلَانِ الْجَنَّةَ وَ الْبُخْلُ وَ عُبُوسُ الْوَجْهِ یُبْعِدَانِ مِنَ اللَّهِ وَ یُدْخِلَانِ النَّارَ
اصول كافى ج : 3 ص : 162 روایة :5
ترجمه روایت شریفه :
فضیل (از امام باقر یا امام صادق (ع )) نقل كند كه فرمود: احسانهاى نیكو و خوشروئى ، جـلب مـحـبـت كـنـنـد و بـبـهشت در آورند، و بخل و ترشروئى ، از خدا دور كنند و بدوزخ در آورند.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَنْ أَبِى الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص حُسْنُ الْبِشْرِ یَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ
بَابُ الصِّدْقِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ
اصول كافى ج : 3 ص : 162 روایة :6
ترجمه روایت شریفه :
رسولخدا (ص ) فرمود: خوشروئى كینه دل را میبرد.

خوار کردن مومن

احادیث و روایات و حکایات

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عـَبـْدِ اللَّهِ ع یـَقـُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّى مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ یَكُنْ مِنْ خَلْقِى فِى الْأَرْضِ فِیمَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمـَغـْرِبِ إِلَّا مـُؤْمـِنٌ وَاحـِدٌ مـَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لَاسْتَغْنَیْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِیعِ مَا خَلَقْتُ فِى أَرْضـِى وَ لَقـَامـَتْ سـَبـْعُ سـَمـَاوَاتٍ وَ أَرَضـِیـنَ بـِهـِمَا وَ لَجَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِیمَانِهِمَا أُنْساً لَا یَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسِ سِوَاهُمَا
اصول كافى جلد 4 صفحه :51 روایة :1
ترجمه :
هـشـام بـن سـالم گـویـد: شـنـیـدم حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام مـى فـرمـود: خـداى عـزوجـل فـرمـایـد: بجنگ بامن اعلان دهد آنكس كه بنده مؤ من مرا بیازارد، و از خشم من آسوده خـاطـر بـاشـد آنـكـس كـه بـنـده مـؤ من مرا گرامى دارد، و اگر در میانه شرق و مغرب زمین آفـریده از آفریده هایم جز یك مؤ من و یك پیشواى عادلى با او نباشد، من بعبادت آندو از تـمـامـى آنـچـه در زمـینم آفریدم بى نیاز باشم و هر آینه هفت آسمان و هفت زمین بخاطر او برپا باشند، و براى آندو از ایمانى كه دارند آرامشى فراهم سازم كه نیازى به آرامش دیگرى نداشته باشند.

شــرح :
مـجـلسـى (ره ) گـویـد: مـقـصـود از بـى نـیازى خداوند بعبادت یكمؤ من و یك امام از عبادت دیـگـران پـذیـرفـتـن عـبـادت آنـدو اسـت و گـرنـه خـداى متعال غنى بالذات است و نیازى بعبادت هیچكس ندارد، و نیز مقصود از بودن یك مؤ من و یك پـیـشـوا اعـم اسـت از ایـنـكـه بـالفـعـل آن مـؤ مـن مـوجـود باشد یا بالقوه ، زیرا چه بسا پیمبرانى كه مبعوث شدند و تا مدتى كسى بآنها ایمان نیاورد چنانچه در باب كمى عدد مؤ منین گذشت كه حضرت ابراهیم علیه السلام یك تنه عبادت خداى را میكرد و كسى با او نـبـود تـا آنـكه خداوند او را به اسمعیل و اسحاق ماءنوس كرد، و بعضى گفته اند مقصود بیان حال این امت است پس منافاتى با تنهائى پیمبران گذشته ندارد.


- عـَنـْهُ عـَنْ أَحـْمـَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ مُنْذِرِ بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قـَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَیْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِى فَیَقُومُ قَوْمٌ لَیـْسَ عـَلَى وُجـُوهـِهـِمْ لَحـْمٌ فـَیُقَالُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ آذَوُا الْمُؤْمِنِینَ وَ نَصَبُوا لَهُمْ وَ عَانَدُوهُمْ وَ عَنَّفُوهُمْ فِى دِینِهِمْ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :52 روایة :2
ترجمه :
مفضل بن عمر گوید: كه حضرت صادق علیه السلام فرمود: چون روز قیامت شود یك منادى نـدا كـنـد: كـجایند روگردانان از دوستان من ؟ پس دسته اى كه صورت آنها گوشت ندارد بـرخـیـزنـد، پـس گـفـتـه شـود: اینهایند آنكسانى كه مؤ منین را آزردند، و با آنان دشمنى كردند، و عناد ورزیدند، و آنها را در دینشان با درشتى سرزنش كردند، سپس فرمان شود كه آنان را بدوزخ برند.

3- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عـَنْ حـَمَّادِ بـْنِ بـَشـِیرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَنْ أَهَانَ لِى وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِى
اصول كافى جلد 4 صفحه :52 روایة :3
ترجمه :
از حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام حـدیـث شـده كـه فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: خـدایـتـعـالى فـرموده است : هر كه بیك دوستى از من اهانت كند، بتحقیق بجنگ با من كمین كرده است .

 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبـِی حـَمـْزَةَ عـَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً مِسْكِیناً أَوْ غَیْرَ مِسْكِینٍ لَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَاقِراً لَهُ مَاقِتاً حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ إِیَّاهُ
اصول كافى جلد 4 صفحه :52 روایة :4
ترجمه :
حـضـرت صـادق عـلیـه السـلام فرمود: هر كه مؤ منى را خوار شمارد چه (آن مؤ من ) مستمند بـاشـد یـا غـیـر مـستمند، پیوسته خداى عزوجل او را خوار و دشمن دارد تا آنگاه كه از خوار شمردن آن مؤ من برگردد.

5- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خـُنـَیـْسٍ قـَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَقُولُ مَنْ أَهَانَ لِى وَلِیّاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِى وَ أَنَا أَسْرَعُ شَیْءٍ إِلَى نُصْرَةِ أَوْلِیَائِی
اصول كافى جلد 4 صفحه :53 روایة :5
ترجمه :
مـعـلى بـن خـنـیـس گـوید: شنیدم از حضرت صادق علیه السلام مى فرمود: خداى تبارك و تـعـالى فرماید: هر كه به یكدوست من اهانت كند بجنگ بامن كمین كرده ، و من بیارى دوستانم از هر چیز شتابان ترم .

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خـُنـَیـْسٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ نَابَذَنِى مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ
اصول كافى جلد 4 صفحه :53 روایة :6
ترجمه :
و نـیـز گـویـد: از آنـحـضـرت شـنـیـدم كـه فـرمـود: رسـول خـدا (ص ) فـرمـود: خداى عزوجل فروموده : آشكارا بجنگ با من برخاسته آنكس كه بنده مؤ من مرا خوار كند.